<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مدیریت&quot;علم دانستن،هنر توانستن&quot;</title>
<link>http://managementgroup.blogfa.com/</link>
<description>میوه در انتهای کمال می افتد و برگ در انتهای زوال. بنگر که چگونه می افتی چون سیبی سرخ یا برگی زرد؟</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 05 Nov 2009 18:19:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مزرعه حیوانات &quot;قلعه حیوانات&quot;</title>
<link>http://managementgroup.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;خوب مدتهاست که اینجا را سکوت فراگرفته که دلایل متعددی دارد که هرکدام به نحوی نوعی توجیح است.بگذریم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دو شب است که نتوانسته ایم ایمیلمان را چک کنیم. تحجر و ظلم و جنایت از سر و کولشان می بارد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سعی کردیم درباره هیچکدام بحثی نکینم اما از انجایی که به شدت نسبت به بسته بودن ایمیل ها ناراضی هستم و به شدت از سیستم حاکمه متنفر لذا برای ارامش امشب رو به کتاب زیبایی اوردم که قبلا خوانده ام و انرا مجددا خواندم همه شما شاید با این کتاب اشنایی دارید لذا جهت ترویج و گسترش لینک  مربوطه که دقیقا با انقلاب و اتفاقات قبل و فعلی کشورمان همخوانی دارد لینک این کتاب را جهت مطالعه دوستان میگذارم و پیشنهاد می کنم هروقت فراغت حاصل شد حتما به مطالعه ان بپردازید که بسیار ارمش دهنده و مفرح است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://dl.irpdf.com/CD1/Roman/%28737%29.pdf&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot; color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;مزرعه حیوانات نوشته جورج اورول&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 18:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=managementgroup&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>managementgroup</dc:creator>
<guid>http://managementgroup.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آزادی بیان </title>
<link>http://managementgroup.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&quot;... (مدذع)&quot;:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;در ایران آزادی بیان بطور مطلق وجود دارد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://g10.webphoto.ir/photos/resized-g1866016.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 15:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=managementgroup&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>managementgroup</dc:creator>
<guid>http://managementgroup.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هفت علت مهمی که همیشه مانع خلاقیت شماست!!!</title>
<link>http://managementgroup.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;هفت علت مهمی که همیشه مانع خلاقیت شماست!!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;آیا تا به حال در شرایطی بوده اید که به خودتان بگویید «من هر چه قدر تلاش کنم باز هم موفق نخواهم شد؟» وقتی همیشه با وجود تلاش فراوان شکست بخورید یعنی یک جای کارتان از ریشه خراب است. یکی از این «جا های کار» قوه خلاقیت است! اگر در هر کاری هیچ خلاقیتی از خود نشان ندهید در آن کار موفق نخواهید بود.هر عنوانی که داشته باشید (خصوصآ وبلاگ نویس) در کارتان به خلاقیت نیاز دارید پس منتظر معجزه نباشید و از همین حالا با همین مطلب دوران خلاقیت و موفقیت در زندگی تان را شروع کنید ، روی علت های زیر دقیق فکر کنید. هر کدام که راجع به شما صادق است را به خاطر بسپارید و در طی زمان مرحله به مرحله راه حل های آن را کشف کرده و سعی کنید حلش کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;علت ۱: شما به کار خود علاقه ندارید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این مشکل را خیلی از افراد دارند. همیشه دوست داشته اید طراح اتومبیل شوید اما چشم به هم زده اید و می بینید آن چه دارید فوق لیسانس مهندسی نساجی است و نزدیک سی سال سن!خوب در این شرایط نمی شود انتظار داشت شما صبح به صبح با ایده های نابی در رابطه با نساجی از خواب برخیزید و با شوق و ذوق سر کار روید. از من انتظار نداشته باشید راه حل دقیق را جلوی پای شما بگذارم چون هیچ کس به خوبی خودتان نمی تواند برای آینده تصمیم گیری کند اما در این حد بگویم که یا باید سراغ طراحی اتومبیل بروید یا باید به نساجی علاقه مند شوید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;«من حتی یک روز هم در زندگی ام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.» (ادیسون)&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;علت۲: شما امور مهم از غیر مهم را به خوبی تشخیص نمی دهید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این رابطه قبلآ یک بار بحث کرده ایم. مشغول بودن به معنی مفید بودن نیست. اینکه شما از شش صبح تا نه شب سر کار هستید تضمینی برای موفقیت شما نیست. وقتی ساعت کاری تان به بحث راجع به فوتبال و ناهار و نماز و جوک و اسم ام اس و بلوتوث و… خلاصه می شود نتیجه هم مشخص است. موقعی انتظار نتیجه خوب داشته باشید که واقعآ کار کنید. حتی اگر یک ساعت کار مفید انجام دهید نتیجه آن را خواهید دید اما صرفآ سر کار رفتن نتیجه خوب به همراه نخواهد داشت.مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست، کار واقعی وقتی مشخص می‌شود که نتیجه خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیزهایی از قبیل برنامه‌ریزی، هماهنگی، ذکاوت، شجاعت و… لازم است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;(با تظاهر کردن چیزی درست نمی‌شود.ادیسون) &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;علت۳: شما خیلی زود دلسرد می شوید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امروز با شوق و ذوق راجع به ایده جدید تان با همه بحث می کنید و فردا به همه می گویید« ایده مسخره ای بود فایده نداشت ، یه فکر دیگه کردم...در این حالت یا راه درست فکر کردن و تصمیم گرفتن را بلد نیستید یا زود دلسرد می شوید. به جای اینکه هر روز یک ایده جدید بدهید ماهی یک ایده را عملی کنید. از میان فکر های تان  بهترین را انتخاب کنید و روی آن وقت بگذارید و با پشتکار جلو بروید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;(من هزاران بار شکست نخوردم! بلکه هزاران راهی را یاد گرفتم که به درست شدن یک لامپ ختم نمی شد.ادیسون)&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;علت۴: شما اشتباهات خود را زود فراموش می کنید&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همه ما اشتباه می کنیم ، هیچ شک و ایرادی هم به این وارد نیست و این کاملآ طبیعت انسان است. اما اینکه هر دفعه اشتباه قبلی تان را از یاد ببرید  و دوباره آن را تکرار کنید به هیچ وجه قابل قبول نیست. وقتی اشتباهی می کنید به خود بگویید این برایم درس خوبی شد که دیگه هرگز این اشتباه را تکرار نکنم و این را به خاطر بسپارید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;علت۵: شما به کار کردن عادت ندارید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اگر همیشه عادت داشته اید از نه صبح تا پنج عصر بنشینید پشت میز و امضا یا مهر بزنید انتظار نداشته باشید در کار جدید تان خلاقیت فوق العاده ای داشته باشید. یک شبه هیچ چیز عوض نخواهد شد پس فقط به کاری که می کنید ایمان داشته باشید و با پشتکار و صبر جلو بروید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; (صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.ادیسون)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;علت۶: شما وقفه زیادی بین کار ها می اندازید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اصلآ و ابدآ مشکلی با یک استراحت و تفریح به موقع نیست اما باید همیشه به یاد داشته باشید چه موقع هر چیزی کافی است و برای انجام دادن آن چه به نفع تان است اراده داشته باشید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;علت۷: شما شیوه زندگی نا سالمی دارید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;Lifestyle یا «شیوه زندگی» و Healthy یا «سالم» از جمله کلماتی است که ایرانی ها عمومآ به کار نمی برند و حتی یه جورایی  معادل دقیقی هم برای آنها در فارسی نداریم چون معنی ای که Lifestyle یا Healthy در انگلیسی می دهد عینآ همان مفهوم در کلمات «شیوه زندگی» و «سالم» را نمی رساند. منظورم اینجا از شیوه زندگی نا سالم چیه؟ این که شب مسواک نزده (باور کنید!) جلوی تلویزیون روشن خوابتان ببره و صبح با صدای زنگ وحشتناک ساعت تان از خواب بپرید و صبحانه نخورده در حالی که لی لی کنان در حالی که سعی دارید همین طور که می دوید بند کفشتان را هم ببندید از خانه بیرون بزنید! باور بکنید یا نه «شیوه زندگی» یکی از مهم ترین عوامل موفقیت شماست. پس به زندگی تان نظم و ترتیب دهید و آن را درست مدیریت کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 May 2009 16:52:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=managementgroup&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>managementgroup</dc:creator>
<guid>http://managementgroup.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوصد</title>
<link>http://managementgroup.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;دوصد گفته چون نیم کردار نیست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 May 2009 11:55:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=managementgroup&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>managementgroup</dc:creator>
<guid>http://managementgroup.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تعيين فرصتهاي هر يك از انواع جهانگردي بر شاخص هاي امنيت ملي  قسمت2</title>
<link>http://managementgroup.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;برداشته شد&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 May 2009 11:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=managementgroup&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>managementgroup</dc:creator>
<guid>http://managementgroup.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تعيين فرصتهاي هر يك از انواع  جهانگردي بر شاخص هاي امنيت ملي </title>
<link>http://managementgroup.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;هدف تحقيق: &lt;/B&gt;تعيين فرصتهاي هر يك از انواع جهانگردي بر شاخص هاي امنيت ملي و تعيين نوع يا تركيبي از جهانگردي در ايران با توجه به فرصتهاي ايجاد شده توسط جهانگردي براي امنيت ملي.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;روش تحقيق: &lt;/B&gt;در اين تحقيق از روش زمينه يابي با هدف هاي توصيفي و اكتشافي استفاده شده است. طي ان در ابتدا اطلاعات موجود در كليه مراكز وسازمانهاي مربوطه مورد بررسي قرار گرفت وسپس با استفاده از مصاحبه و پرسشنامه اطلاعات جمع آوري و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. جامعه اماري اين پژوهش به 5 زير جامعه آماري تقسيم مي شود كه عبارتند از: 1- اعضاي هيئت علمي، مدرسين، محققين و دانشجويان ورودي 79-80 دانشگاه عالي دفاع ملي ارتش جمهوري اسلامي ايران كه در حدود 115 نفر بودند. 2- اعضاي هيئت علمي، مدرسين، محققين پژوهشكده دفاعي دانشگاه امام حسين (ع) كه تعداد انان 55 نفر بود. 3- كارشناسان و مسئولين امور جهانگردي سازمان ايرانگردي و جهانگردي وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران ه حدود 90 نفر بودند. 4- كارشناسان و مدرسين موسسه آموزشي ايرانگردي و جهانگردي بنياد مستضعفان كه تعداد انان 25 نفر بود. و 5- كارشناسان و مسئولين اجرايي معاونت سياحتي بنياد مستضعفان كه حدود 45 نفر بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمونه گيري در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول با توجه به ماهيت تخصصي بودن موضوع، افرادي كه داراي سابقه اي چند ساله بودند انتخاب شدند. در مرحله دوم از جدول اعداد تصادفي براي مشخص كردن اسامي افراد جهت توزيع پرسشنامه استفاده شد. روايي محتواي پرسشنامه توسط صاحبنظران در مصاحبه تاييد گرديد . اعتبار پرسشنامه با تكنيك هاي ضريب همبستگي اسپيرمن و آلفاي كرونباخ به دست امد و همچنين براي تحليل وابستگي يا عدم وابستگي پاسخ دهندگان به سوالات تحقيق از معيار رتبه اي كروسكال واليس استفاده شد. ضريب آلفاي كرونباخ براي سوال هاي فرهنگي اجتماعي، سياسي نظامي، و اقتصادي به ترتيب برابر با 973/0، 98/0، و 978/0 بدست امد كه نتايج حاصله اعتبار و روايي پرسشنامه را تاييد مي كند. به منظور بررسي و تجزيه و تحليل اطلاعات خام بدست امده از پرسشنامه ها از آمار توصيفي و استنباطي استفاده شد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Apr 2009 17:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=managementgroup&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>managementgroup</dc:creator>
<guid>http://managementgroup.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جايزه ملي مديريت پيشرفت ايران EFQM (هفت سين پيشرفت)</title>
<link>http://managementgroup.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چكيده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; سازمانهاي در حال توسعه و پيشرفت، نياز به الگوها، استانداردها و‌ مدل هاي مختلفي دارند كه آنها را در اين مسير هدايت كنند. اين مهم است كه نه تنها نبودن الگوهاي مناسب موجب انحراف سازمانها و به هدر رفتن منابع آنها مي شود، بلكه انتخاب الگوهاي نادرست يا فقط كپي برداري از الگوهاي خارجي نيز موجب انحراف از مسير پيشرفت خواهد شد و سازمانها را به كجراهه مي كشاند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اين مقاله به استناد شناخت مولف از زير ساخت هاي فرهنگي، صنعتي كشورمان و ضرورتها (بايد و نبايدها)‌ي پيش روي سازمانها، مدلي معرفي شده است كه براساس مطالعه‌هاي دقيق، روي: مدل ها، استانداردهاي موجود داخلي و خارجي و نيز كسب حدود 3 دهه تجربه ها درامور اجرايي، مشاوره، آموزش، مميزي و ارزيابي در سازمان هاي مختلف است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مدل جايزه ملي مديريت پيشرفت (هفت سين پيشرفت) كه توسط طراح مدل (نويسنده مقاله) طرح ريزي شده است نه تنها شرايط سازمانها را در مسير سرآمدي مشخص مي كند بلكه در تشكيل، تثبيت و ارتقاي زير ساخت‌هاي سازمانها بسيار موثر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مدل هفت سين پيشرفت، با استفاده از اطلاعات و تجربه‌هاي كسب شده از استانداردهاي IMS، تكنيك ها مثل 5S، مدل هايي مثل EFQM و نيز بر مبناي زير ساختهاي فرهنگي و اجتماعي كشورمان (هفت سين پيشرفت) طراحي شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انتخاب هفت سين پيشرفت، آن است كه اين مدل داراي هفت معيار اصلي و هر معيار اصلي، داراي هفت معيار فرعي وهر معيار فرعي، داراي هفت نكته راهنما است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://bashari.blogfa.com/post-459.aspx&quot; target=_blank&gt;....&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين مدل براي تمامي سازمانهاي: توليدي و خدماتي، دولتي و خصوصي، صنعتي و خدماتي، كوچك و متوسط و بزرگ و ... قابل اجرا و بهره برداري است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Mar 2009 16:16:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=managementgroup&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>managementgroup</dc:creator>
<guid>http://managementgroup.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشاغل</title>
<link>http://managementgroup.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;حسابدار: کسی است که قیمت همه چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند !&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می‏شود آن را می خواهد !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهی می گردد که آنجا نیست !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روانشناس: کسی است که از شما پول می گیردتاسوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می‏کنند، او به مردم نگاه می کند !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mydb.blogfa.com/post-457.aspx&quot; target=_blank&gt;منبع&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Feb 2009 18:56:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=managementgroup&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>managementgroup</dc:creator>
<guid>http://managementgroup.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چگونه افکارمان را مدیریت کنیم</title>
<link>http://managementgroup.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;افکار ما یکی از مهمترین منابع و سرمایه های ماست. همانطور که به دنبال کنترل و مدیریت پول، زمان و امکانات خود هستیم ، باید افکارمان را نیز مدیریت کنیم. اما هر فکری که در ذهن ما می گذرد ارزشمند نیست و زمان گذاشتن برای آن نیز ممکن است بی فایده باشد. آنچه که مهم و قابل اهمیت است ، پرسش ها و ایده هایی است که در ذهنمان شکل می گیرد. چه بسا پرسش به ظاهر بی اهمیتی که در ذهن ایجاد شود و بتواند مسیر زندگی را تغییر دهد و البته برخی از پرسش ها نیز چندان قابلیت و اهیمتی ندارند. برای مدیریت پرسش ها و ایده ها لازم است که در ابتدا یادداشت شوند. در این زمینه اصلاً نباید به حافظه اطمینان داشت به خصوص حافظه کوتاه مدت که حتی شاید نتواند موضوع را برای 2 دقیقه نیز نگه دارد. وقتی ایده ها و پرسش ها یادداشت می شود دیگر فراموش نمی شود و قابلیت نگهداری را پیدا می کند.پرسش ها و ایده ها در هر زمانی ممکن است به ذهن برسد و نمی توان شکل گیری آنها را پیش بینی کرد. چه بسا در وضعیتی باشیم که اصلاً آمادگی نوشتن آن را نداشته باشیم مثلا وقتی در حال استراحت، استحمام و یا در حال ورزش هستیم. معمولاً پرسش ها و ایده ها در حالت عدم تعادل به ذهن متبادر می شود. مثلاً وقتی فردی تازه از خواب بیدار می شود ممکن است ایده نابی به ذهنش برسد. پس یکی از بسترهای لازم برای تحقق مدیریت افکار، همراه داشتن یک دفترچه یادداشت کوچک است تا هیچ پرسش و ایده ای از قلم نیفتد. گام دوم مدیریت افکار، اولویت بندی است. طبیعتاً همه پرسش ها و ایده ها دارای ارزش یکسان نیستند. اولویت آنها نیز به ترتیب تداعی آنها نیست. الزاماً اولین پرسش مهم ترین پرسش نیست. هم چنین الزاماً نمی توان به دنبال پاسخ همه پرسش ها بود و همه ایده ها را نیز عملی کرد. مهم ترین پرسش ها آنهایی هستند که بیشتر به پاسخ آنها نیاز داریم و یا اینکه تا پاسخ آنها را ندانیم نمی توانیم به بخشی از مسئولیت ها و یا اهداف خود برسیم. و همچنین با جریان های ذهنی ما بیشترین انسجام و هماهنگی را دارد. ممکن است صنعت گری در بازدید از یک گالری نقاشی ، یک سری پرسش های در ارتباط با هنر نقاشی به ذهنش برسد اما این پرسش ها با جریان های ذهنی اش که فعالیت صنعتی اش است، چندان هماهنگی ندارد و طبیعتاً زود نیز فراموش می شود. حتی اگر به پاسخ نیز برسد آن پاسخ را هم زود فراموش می کند. در گام سوم باید تعداد محدودی از مهمترین پرسش ها پاسخ گفت. تعداد پرسش ها بستگی دارد به میزان توانمندی ذهن و زمانی که می توانیم صرف پاسخ آن سازیم. همانطور که تعداد برنامه هایی که می توان در یک رایانه به طور همزمان اجرا کرد بستگی دارد به ظرفیت RAM و سرعت مطلوب ما در اجرا. پیشنهاد می شود که حداکثر پرسش هایی که در یک مقطع زمانی می خواهیم بدان پاسخ دهیم، بیشتر از 5 نباشد اما به طور معمول و متداول جستجو برای یافتن 3 پرسش در یک مقطع زمانی کار معقول و میانه ای است. برای اینکه ذهنمان را با این پرسش ها به طور زیادی درگیر سازیم لازم است پرسش ها را در طول روز در معرض دید خود قرار دهیم. مثلاً آن را روی میزی که رویش کار می کنیم بگذاریم و یا بالای مانیتور بچسبانیم. هر روز زمانی را صرف تمرکز و تفکر در مورد این پرسش ها کرده و پاسخ ها را نیز مکتوب کنیم. این فرایند را تا زمانی که با پاسخ مورد نظر رسیدیم ادامه می دهیم. سپس پرسش های دیگری را انتخاب و آنها را مورد دید قرار داده و برای یافتن پاسخ آنها تلاش می کنیم.این روش تکیه بر دو موضوع دارد: اول تمرکز محدود و دوم استفاده از ضمیر ناخودآگاه . تمرکز محدود: چنانچه بخواهیم فکر ما بتواند به مسئله ای نفوذ کند و پاسخ آن را بیابد ، لازم است مانند لیزر متمرکز شود. همانطور که برای رسیدن به آب لازم است زمین را به صورت منسجم تا عمق معینی بکنیم، برای یافتن پاسخ نیز لازم است به اندازه معینی بر موضوع تمرکز کنیم. البته هر چقدر تمرکز از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، زمان یافتن پاسخ کوتاه تر خواهد بود. همانطور که برای رسیدن به آب اگر یک میلیون چاله یک وجبی هم بکنیم به نتیجه نمی رسیم برای رسیدن به جواب هم با افکار غیر متمرکز و پراکنده راه به جایی نمی بریم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;استفاده از ضمیر ناخودآگاه : ضمیر ناخودآگاه بخشی از ذهن ماست که تمامی اطلاعات و تجربیات ما در زندگی در آن وجود دارد. میزان استفاده از این اطلاعات بستگی به توانمندی حافظه دارد. وقتی که به پرسشی متمرکز می شویم و تلاش منسجمی برای یافتن آن می کنیم، موضوع در ضمیر ناخودآگاه امتداد می یابد. شاید شما هم تجربه داشته باشید که جواب پرسشی، بعد از مدتی تفکر، ناگهان به ذهنتان رسیده باشد. معمولاً وقتی جواب به ذهن می رسد که انتظارش را نداریم. این موضوع بیان گر این است که ضمیر ناخودآگاه همچون یک جستجوگر قوی اینترنتی به دنبال پاسخ بوده و به محض دریافت در اولین فرصت آن را به ضمیر خودآگاه ارسال کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mydb.blogfa.com/post-448.aspx&quot; target=_blank&gt;منبع:&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Feb 2009 14:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=managementgroup&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>managementgroup</dc:creator>
<guid>http://managementgroup.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا سئوال نمیکنیم؟</title>
<link>http://managementgroup.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يک گروه از دانشمندان پنج ميمون را در قفسی گذاشتند و در وسط قفس يک نردبان که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود قرار دادندهربار که ميمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان ميمون های ديگر را با دوش آب سرد خيس کردند.پس از مدتی، هر ميمون که از نردبان بالا رفت ميمون های ديگر ميمونی را که از نردبان بالا رفته بود را کتک زدند.پس از مدتی، هيچ ميمونی ديگر جرات اينکه از نردبان بالا رود را نداشت، گرچه وسوسه او بسيار عميق بود.دانشمندان تصميم ميگيرند يکی از ميمون ها را با ميمون جديدی عوض کنند. ميمون تازه اولين کاری که می کند برای بدست آوردن موز از نردبان بالا می رود. ولی ميمون ها ديگر او را محکم کتک می زنندپس از چند بار کتک خوردن، ميمون تازه وارد فرا می گيرد که نبايستی از نردبام بالا برود، اما هرگز نميداند چرا.ميمون دوم جايگزين می شود و همان وضع ادامه می يابد. ميمون اول هم در کتک زدن ميمون دوم همکاری می کند. ميمون سوم جايگزين می شود و همان وضع کتک زدن ادامه ميابد. ميمون چهارم جايگزين می شود و همچنان کتک زدن هر ميمونی که از نردبان بالا می رود ادامه دارد. ميمون پنجم هم جايگزين می شود و کتک زدن و کتک خوردن همچنان ادامی ميابد.حالا آنچه مانده ميمون های جديدی هستند که حتا هيچکدامشان دوش آب سرد را هرگز تجربه نکرده اند، ولی همچنان هر ميمونی که از نردبان بالا می رود را کتک می زنند.اگر ممکن بود از ميمون ها پرسش شود چرا آنانی را که از نردبان بالا ميروند را کتک می زنند، مطمئن باشيد جواب می توانست اين باشد... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;”من نميدانم – اين روش کاری است که در اينجا مرسوم است“&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آيا اين بنظر شما مانوس و خودمانی نيست؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چرا ما به آن کار هائی که می کنيم ادامه می دهيم، شاید راه ديگری در آن بيرون وجود دارد که عاقلانه تر است!!؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mydb.blogfa.com/post-413.aspx&quot; target=_blank&gt;منبع&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Jan 2009 11:47:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=managementgroup&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>managementgroup</dc:creator>
<guid>http://managementgroup.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
