تبليغاتX
مدیریت"علم دانستن،هنر توانستن"

منظورم اصلا و ابدا خدای نکرده توهین و جسارت نبود. ولی این اصطلاحی است که اصولا در مورد زنان خیابانی بکار میرود.اما در دنیای مدیریت تعبیر دیگری از این لغت می شود و برای دو دسته از کارکنان سازمانها به کار میرود:

1- کارکنانی که به خاطر نیازی که دارند (بخصوص مادی) به کار و شغلی که دوست ندارند تن میدهند.

2- کارکنانی که خودشان را به پول فروخته اند و اگر ببینند شرکت در مسیر اشتباهی قرار گرفته است خم به ابرو نمی آورند. فعلا که حقوقی دریافت میشود و به ما چه و ...

جدای از اینها برخی شرکتها هم فقط فیزیک و تن لش کارمندانشان را لازم دارند تا کارهای یدی را انجام دهند. حتی اگر این کارها توسط نرم افزارهای گران قیمت به اصطلاح اتوماسیون اداری کاملا الکترونیکی شده باشند.به هر حال شرکتهای زیادی وجود دارند که به نیروی خلاقیت و قدرت فکر کارکنانشان نه تنها بهایی نمیدهند بلکه تصور میکنند احتیاجی هم به همفکری آنان ندارند در حالیکه اصولا افرادی که مسئول کاری هستند به مراتب بهتر از مدیرانشان از چم و خم کاری که انجام میدهند و ایرادهایش و کارهایی که میتواند آنرا بهبود بخشد مطلع هستند.امروزه سرمایه اصلی شرکتها استفاده از قدرت خلاقیت و فکر کارکنانشان است چرا که دیگر سکانداری است که روزبه روز مهمتر می شود و پاروزنی دیگر اتوماتیک شده است.راهبری و سکانداری از پاروزنی اهمیت بیشتری یافته است چون اهداف زود به زود تغییر می کنند و عوامل و نیروهای بسیار زیادی ما را احاطه کرده و تحت تاثیر قرار میدهند که باید بتوانیم به موقع و با چابکی عکس العمل سریعی از سازمانمان بروز دهیم. و این میسر نمیشود جز از طریق همدلی و مشارکت یکایک کارکنان.این قدرت مدیران ارشد شرکتها است که چگونه بتوانند در دل کارکنان نفوذ کرده و آنان را نه به خاطر براورده کردن نیازهای حیاتی و پول بلکه به خاطر شوق و اشتیاق ناشی از دل بستن به شرکت و شغلشان در راستای اهداف شرکت به کار گمارند و با گوش دادن (نه فقط شنیدن) نقطه نظرات آنان پیرامون روشهای کار را بهبود بخشندلطفا همین الان در مورد کارکنان زیر دستتان بیاندیشید.شما آنان را چگونه بار آورده اید؟

منبع:

+ نوشته شده توسط در Mon 29 Sep 2008 و ساعت 1:16 |

براي فهميدن ارزش   ۱۰ سال  از زوج هاي تازه طلاق گرفته بپرس.

براي فهميدن ارزش    ۴  سال  از فارغ التحصيل دانشگاه بپرس.

براي فهميدن ارزش    ۱  سال  از دانش آموزي که در امتحان آخر سال رد شده بپرس.

براي فهميدن ارزش    ۹  ماه از مادري که نوزاد مرده بدنيا آورده بپرس.

براي فهميدن ارزش   ۱   ماه از مادري که نوزاد نارس بدنيا آورده بپرس.

براي فهميدن ارزش   ۱   هفته از سر دبير يک مجله هفتگي بپرس.

براي فهميدن ارزش  ۱   ساعت از عشاقي که در انتظار هم هستند بپرس.

براي فهميدن ارزش ۱   دقيقه ازشخصي که اتوبوس،قطاريا هواپيمارا ازدست داده بپرس.

براي فهميدن ارزش  ۱   ثانيه از شخص بازمانده از يک تصادف بپرس.

براي فهميدن ارزش  ۰۱/  ثانيه از شخصي که در المپيک مدال نقره آورده بپرس.

هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد.

باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچ کس منتظر نمي ماند. ديروز به تاريخ پيوست، فردا معماست و امروز هديه است، اما اين هديه براي خيلي ها بي ارزش است.

مدیریت زمان:

شاید بارها واژه ی " مدیریت زمان " را شنیده باشیم ، ولی چقدر از آن می دانیم ؟؟و اگر می دانیم ، چقدر به آن پایبند هستیم ؟؟

بهتر است طور دیگری شروع کنیم ، " شما ،  تحت هدایت و کنترل زمانتان هستید ، یا این زمان است که تحت هدایت و کنترل شما "؟؟بسیاری از ما چیز هایی در مورد زمان و ارزش آن شنیده ایم ، ولی گویا هنوز از درک آن عاجزیم !! هنوز در بسیاری از ما ، این احساس و درک بوجود نیامده است که " زمان با ارزشترین منبعی است که در اختیار داریم " . چرا که تمام منابع دیگری که مادر اختیار  داریم تنها به شرط وجود زمان است که ارزش پیدا می کنند .همه ی ما می دانیم که زمان ، سرمایه است ولی به تفاوت هایی که این سرمایه با دیگر سرمایه ها دارد ، کمتر توجه می کنیم . به طور مثال اگر پول را سرمایه فرض کنیم ، تفاوتهای ظریفی با سرمایه ی زمان دارد ، اگر بخواهیم به بعضی از این تفاوتهاپی ببریم، می توانیم با بر شمردن چند مورد از ویژگی های زمان که دیگر سرمایه ها فاقد ان هستند ، به این امر کمک کنیم . و آن ویژکی ها این است :

. زمان کالایی کمیاب و محدود است

. زمان قابل خریداری نیست

. زمان قابل پس انداز نیست .

. افزایش زمان غیر ممکن است .

. عبور زمان دایمی و غیر قابل برگشت است .

. ما نمی توانیم مانع از گذشتن زمان شویم .

 و از همه مهمتر این که :

. " زمان عین زندگی است "

بنا براین تنها سرمایه ای که هیچ معیاری برای ارزش گذاری آن وجود ندارد ، زمان است . سرمایه ای که ، اگر خیلی خوشبین باشیم در طول عمر خود حداگثر 200000 ساعت از آنرا بیشتر  در اختیار نداریم . با این تعابیر در می یابیم که تنها و بهترین راه استفاده از زمان محدود و با ارزش بکار گیری هوشیارانه و دایمی " مدیریت زمان " است .اگر بخواهیم خیلی مختصر بیان کنیم که مدیریت زمان چیست ؟؟ می توانیم با کمک از سوال ابتدای مطلب ، بگوییم که : " کنترل زمان و کار خویش را بدست گیریم و اجازه ندهیم که امور و حادثه هاما را هدایت کنند "پس بنگریم که آیا ما دز زندگی امان چیزی بنام " مدیریت زمان " داریم یا خیر ؟ اگر نداریم آنرا ایجاد کنیم و هدفمند زندگی کنیم ، تا بهتر بتوانیم از دقیقه هایمان مراقبت کنیم ، که " لرد چستر فیلد " می گوید :

 "من به شما توصیه میکنم ، مراقب دقیق و ثانیه ها باشید ، چرا که ساعتها مراقب خودشان هستند "

و اما ؛ زمان را صرف ...

. زمان را صرف کنید ، زیرا بهای موفقیت است .

. زمان را صرف تفکر کنید ، زیرا منبع قدرت است .

. زمان را صرف تفریح کنید، زیرا راز ابدی جوانی است .

. زمان را صرف مطالعه کنید ، زیرا مخزن حکمت است .

. زمان را صرف دوستی کنید ، زیرا راهی به سوی خوشبختی است .

. زمان را صرف محبت ورزیدن کنید ، زیرا لذت زندگی است .

. زمان را صرف خندیدن کنید ، زیرا ترانه ای است ، که برای روح نواخته شده است .

راستی شما زمان را صرف چه چیزی می کنید ؟؟!!

منبع:

+ نوشته شده توسط در Sat 27 Sep 2008 و ساعت 15:37 |

امضا کنید تا شاید بیاید

+ نوشته شده توسط در Wed 24 Sep 2008 و ساعت 15:49 |

پزشكان 25 بيمارستان در بريتانيا و آمريكا قرار است روي تجربه هاي نزديك به مرگ افرادي كه دچار حمله قلبي شده اند، مطالعه كنند. آنها روي 1500 بيمار مطالعه خواهند كرد تا دريابند كه آيا افراد فاقد ضربان قلب يا فعاليت مغزي مي توانند تجربه هاي "خارج از كالبد" داشته باشند. بعضي از اين افراد گزارش داده اند كه تونل يا نور شديد ديده اند و برخي هم مي گويند كه از سقف به تيم پزشكي نگاه مي كرده اند. در اين پژوهش كه سه سال طول خواهد كشيد و با همكاري دانشگاه ساوتهمتون انجام مي شود، تعدادي تصوير در مكانهايي در اتاق قرار داده شده كه فقط از سقف قابل رويت است. دكتر سام پرنيا، سرپرست اين مطالعات مي گويد: "اگر بتوانيم نشان دهيم كه هشياري پس از توقف كار مغز ادامه پيدا مي كند، آن وقت مي توان اين احتمال را داد كه هشياري پديده اي مستقل است." "احتمال زيادي وجود دارد كه ما به موارد زيادي از اين اتفاق برخورد كنيم اما بايد نگاه بازتري به قضيه داشته باشيم. " اگر كسي نتواند اين تصاوير را ببيند به اين معناست كه تجربه اي اينچنيني تنها تصورات واهي و يا خاطرات غير واقعي بوده اند." " اين معمايي است كه حال قرار است موضوع يك پژوهش علمي شود." دكتر پرنيا در بخش مراقبت هاي ويژه كار مي كند و در طول فعاليت هاي روزانه خود در محل كار احساس كرده كه علم به اندازه كافي به موضوع تجربه هاي در آستانه مرگ نپرداخته است. روند مرگاو مي گويد: "برخلاف باور عموم، مرگ يك لحظه خاص نيست." "مرگ روندي است كه با توقف ضربان قلب آغاز مي شود، فعاليت ريه ها متوقف مي شود و مغز از كار مي افتد." به گفته دكتر پرنيا، "پس از اين لحظه، دوره اي آغاز مي شود كه ممكن است از چند ثانيه تا يك ساعت يا بيشتر طول بكشد و طي آن اقدامات فوري پزشكي ممكن است بتواند فعاليت قلب را دوباره آغاز و روند مرگ را معكوس كند." دكتر پرنيا و همكارانش فعاليت مغزي 1500 نفر را كه پس از ايست قلبي زنده مانده اند، تحليل خواهند كرد و اين موضوع را بررسي خواهند كرد كه آيا اين افراد تصاوير داخل اطاق را ديده اند يا نه. چندين بيمارستان در بريتانيا و آمريكا در اين آزمايش شركت خواهند كرد.

منبع:

+ نوشته شده توسط در Tue 23 Sep 2008 و ساعت 17:15 |


Powered By
BLOGFA.COM