(قسمت چهارم)
پيتردراكر مي گويد، كار اصلي مديريت استراتژيك اين است كه از زاويه ماموريت شركت به سازمان نگاه كند.
... به اين معني كه مطرح كردن اين پرسش""كار اصلي ما چيست؟"" باعث مي شود كه هدف هايي تعيين گردند، استراتژي ها تدوين شوند و تصميماتي امروز گرفته شود كه نتيجه هاي آن فردا به دست مي آيد. ترديدي نيست كه اين كار بايد به وسيله بخشي از سازمان انجام شود كه مي تواند با ديدي گسترده به كل سازمان نگاه كند، بتواند بين هدف ها و نياز هاي امروز و نيازهاي فردا توازن و تعادل برقرار كند و نيز بتواند منابع انساني و مالي را به گونه اي تخصيص دهد كه به نتايج اصلي و مورد نظر بيانجامد.
گرين لي بر اين باور است كه مديريت استراتژيك منافع زير را نصيب شركت مي نمايد:
1.باعث ميشود كه شركت از فرصت ها آگاهي يابد، آنها را بشناسد ، اولويت بندي كند و از آنها بهره برداري نمايد.
2.به شركت ديدگاهي عيني مي دهد، تا از آن زاويه به مسائل مديريت نگاه كند.
3.براي ايجاد هماهنگي و اعمال كنترل بر فعاليت ها، چارچوبي مناسب ارائه مي كند.
4.موجب مي شود كه تصميمات اصلي به گونه اي گرفته شود كه هدفهاي بلند مدت و پيش بيني شده مورد حمايت بيشتري قرار گيرد.
6.اثرات شرايط نامطلوب و تغييرات نامساعد را به حداقل ممكن مي رساند.
7.باعث ميشود تا وقت و منابع كمتري صرف اصلاح خطاها و تصميماتي كه بصورت ضرب الاجل گرفته مي شو، گردد.
8.براي ايجاد ارتباط بين كاركنان شركت چارچوبي را ارائه مي نمايد.
9.به سازمان كمك مي كند تا رفتار افراد هماهنگ و يكپارچه شود.
10.مبنايي ارائه مي كند تا بتوان بدان وسيله مسئوليت يكايك افراد را به صورتي مشخص تعيين كرد.
11.آينده نگري و فكر درباره آينده را تقويت مي كند.
12.براي حل مسائل و سود جستن از فرصت ها، روشي ارائه مي كند كه مبتني بر همكاري و انسجام و شور و علاقه(به كار و سازمان)است.
13.موجب تقويت نگرش خوشبينانه نسبت به تغيير مي شود.
14.باعث ميشود كه مديريت شركت داراي نوعي نظم و رسميت گردد.
اصول اخلاقي و مديريت استراتژيك
به گفته جان ايكرز اصول اخلاقي و رقابت تفكيك ناپذيرند.اگر افراد جامعه اي از يكديگر بدزدند يا به يكديگر اعتماد نداشته باشند و اگر وضع به گونه اي باشد كه هرنوع كاغذي ناگزير باشد به وسيله دفاتراسناد رسمي تاييد شود و هرنوع اختلافي در دادگاه تسويه گردد يا اينكه دولت ناگزير باشد براي سالم نگه داشتن وضع تجارت پيوسته قوانيني را تصويب كند چنين جامعه اي، در هيچ كجاي دنيا نخواهد توانست در بلند مدت يا بصورت موفقيت آميز رقابت نمايد.اين نويسنده مي گويد كه فاسد بودن افراد جامعه موجب بروز دردسرها و عدم كارايي و ضايع شدن منابع خواهد گرديد.
(گزیده ای از کتاب مدیریت استراتژیک فرد آر دیوید)
+ نوشته شده توسط در
Sat 4 Aug 2007 و ساعت
22:14 |