تبليغاتX
مدیریت"علم دانستن،هنر توانستن"

مديران كيفيت، كار آفريني وراهبردهاي جديد 

 

 

 

احمد زارع مقدم : كارشناس ارشد مديريت دولتي، رئيس امور مالياتي، مدرس دانشگاه

 

Mdovlat at hotmail.com                                        :دانشجوی مديريت صنعتي،مشاور * 

 

 

بسم ا.. الرحمن الرحيم

كليدواژه:مديريت كيفيت،مديران كيفيت،كارآفريني،كارآفرين،سازمان

چكيده

   پيتردراكر ميگويد: مديريت و كارآفريني دو روي يك سكه هستند. هر كارآفريني كه مديريت ندارد و يا مديري كه به نوآوري نپردازد كارش به شكست خواهدانجاميد. در دنياي واقعي تفاوت بين مديريت و كــــــارآفريني بي معناست.هر سازماني كه كارآفريني را از مديريت جدا بداند به زودي در ميان همگنان جايي نخواهد داشت.

    براي بكارگيري تكنيك ها و سبكهاي مديريتي نياز به ساختاري مي باشد كه نظام حرفه اي مديريت در آن ساختار به چشم بخورد.اين در حاليست كه برخي مناديان مديريت در كشور فارغ ازهرگونه چارچوب و مشخصه اي كه اين نظام را پديد آورده باشد سعي در اجراي مديريت كيفيت دارند كه پس از بومي سازي و اجراي آن در اين ميان بعيد به نظر نمي رسد كه مديريت كيفيت نيز معاني و مفاهيم جديدي پيدا كند. بطور نمونه شركت پست جمهوري اسلامي ايران كه هنوز در بكارگيري مديريت علمي نيز حرفي براي گفتن ندارد در پي بكارگيري روشهايي است كه با هزينه بسيار بالا نام تنها شركت دولتي پست جهان را به عنوان دارنده مديريت كيفيت يدك بكشد. هرچند در اين راستا بايد مديريت كيفيت را از ابتداي راه با دوشاخه مجزاي دولتي و خصوصي مطرح نمود ليكن در جايي كه دولت به عنوان ابرقدرت اقتصادي (درجامعه اقتصاد دولتي) و با استفاده از رانتهاي استفاده علمي بصورت بسيار ارزان از دانشگاههاي خود در مديريت داراي مشكلات عديده باشد هيچ جاي سرزنش بخش خصوصي در عدم بگارگيري مديريت علمي وجود ندارد.گذشته از چندين شركت خصوصي در كشور كه در زمينه مديريت حرف هايي براي گفتن دارند بعيد به نظر ميرسد در بسياري از شركتهاي خصوصي حتي قواعد اوليه مديريت رعايت شود.

   دولت بعنوان حامي اصلي كارآفرين در حالي  خود را مشوق كارآفرينان ميداند كه هنوز بستر لازم را براي اصلي ترين مقوله كارآفريني يعني مديريت و اصلاح آن ايجاد نكرده است. بنا به گزارش اداره كسب و كارهاي كوچك در آمريكا(SBA) بيش از50% كسب و كارهاي كوچك در سالهاي اول با شكست روبرو شده و 90% آنها در 5 سال اول از بين ميرود. علت چيست؟ تحقيقات در اين كشور نشان داده كه عدم آشنايي با اصول مديريت و كسب و كار يكي از دلايل مهم اين شكست ها است كه دوره هاي آموزشي كارآفريني درصد شكست طرح را تا 18%كاهش ميدهد. براي كارآفرينان ايراني نيز اخيرا اين دوره ها برگزار شده و ميشود تا شايد ما نيز به همان18% كاهش خطر شكست نزديك شويم. اما آيا ميتوان صرفا با برگزاري دوره هايي كه حتي مجري آن قواعد اوليه مديريت كيفيت را رعايت نمي كند اين نرخ را حتي به 10% رساند؟ جواب اين سئوال و سئوالهاي ديگردر رابطه با كارآفريني و مديريت كيفيت به اجراي صحيح مديريت علمي در كشور برميگردد تا همه چيزبه صورت علمي برروي كاغذ پياده شده و در مورد آن بحث شود. در تحقيقات ميداني كه در يكي از بزرگترين شركتهاي نساجي ايران در كاشان انجام شد به اين نكته اشاره شده است كه متاسفانه سازماني كه بيش از 40 سال تجربه كاري و مديريتي را پشت سر ميگذارد هنوز در بكارگيري و اجراي اوليه مديريت علمي ناتوان و بسيار ضعيف عمل نموده است در اينجا اين نكته جاي تامل دارد كه چگونه مي توان مديريت كيفيت را در اين سازمان كه براي صادرات كالا و ادامه حيات خود نياز به رعايت استانداردهايي  دارد كه در لواي مديريت كيفيت به دست مي آيد اجرا نمود.؟ آيا ميتوان توقع داشت كه كارآفريناني كه بدون پيش بيني و درك درست از بازار كار اقدام به كارافريني مي كنند در همان اولين روزهاي تشكيل بنگاه شكست را تجربه نكنند؟مديريت كيفيت چيست؟كارآفريني چيست؟چرا بازار رقابتي در قرن21 اهميت مديريت كيفيت را بيش از پيش گوشزد ميكند ؟چه اتفاقاتي افتاده است تا كارافريني بدون مديريت كيفيت امكان حيات نداشته باشد ؟

اين سئوالات و دهها سئوال ديگر در اين چارچوب جوابي نخواهد داشت جز آنكه نياز مديران در توجه به مديريت كيفيت را در عرصه سازمان گوشزد كند.ما در اين مقاله سعي كرديم ضمن بيان كليات و ارتباط مديريت كيفيت و كارآفريني بطور خلاصه به آن بپردازيم.اميداست مفيد واقع گردد. ادامه....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در Fri 18 May 2007 و ساعت 11:53 |

شايد تاكنون به اين مسئله فكر كرده ايد كه چگونه كودكان اطراف شما عليرغم خوردن غذايي به مراتب كمتر ازشما از انرژي زيادي برخوردارند و بدون وقفه به اين طرف و آنطرف ميدوند و با همه بازي ميكنند.شادند و خستگي ناپذير. اگر يكروز قرار بر اين باشد كه از صبح تا شب همگام با كودكان به كار تلاش و يا بازي بپردازيد يقينا متوجه ميشويد كه اين كار از شما ساخته نيست و بازهم متعجب ميشويد كه چگونه اين كودك انرژي بدن خود را تامين ميكند و چار خسته نمي شود. كودكان وقتي خسته ميشوند مي خوابند و وقتي بيدارند يكسره تلاش ميكنند. البته پدر و مادر و همراهان كودك وقتي خودشان خسته شدند سعي ميكنند با نشاندن كودك او را سرگرم بازي هاي ديگر مثل كامپيوتر.نقاشي و.... بكنند كه اين كار بخصوص در نسل فعلي به وفور قابل مشاهده است.

سئوال ما اين بود كه چگونه يك كودك عليرغم خوردن غذاي كمتر از بزرگسالان تلاش و تكاپوي بسيار زيادتري دارد؟

آنرژي ذهن:

محققان در پي تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده اند كه كساني كه هميشه در ذهن خود سئوالاتي بي جواب و يا مسائلي حل نشدني دارند از نظر فيزيكي نسبت به ديگر افراد در ضعف بيشتري به سر ميبرند.افرادي كه هميشه در ذهن خود به كار نيمه تمام خود فكر ميكنند و يا در پي انتقام جويي هستند و يا افكار منفي زيادي همچون بدبيني در مورد اطرافيان و تصور بد نسبت ايشان دارند توان حركتي كمتري دارند. زود خسته ميشوند و شايد هم بسيار افسرده و گوشه گير.

درپي تحقيقات بعدي اين نكته ثابت شد كه اگر شما كاري را با موفقيت به پايان برسانيد انرژي زيادي به دست مي آوريد و اگر كار خود را به هر دليل نيمه تمام رها كنيد خسته و آزرده و كسل مي شويد.

امتحان كنيد يك روز كاري را در نظر بگيريد كه در آن روز شما بسيار فعاليت كرده ايد و بي وقفه تا پايان روز در حركت بوده ايد و يا در حال فكر كدن به يك مسئله يا معما. و در پايان روز آن مشكل و يا كار را با موفقيت حل كرده وو پشت سر نهاديد. به محض اينكه كارتان تمام شده احساس بشاش بودن و پرانرژي بودن ميكنيد تازه ميخواهيد به تفريح بپردازيد. در عوض يك روز كاري را در نظر بگيرد كه در آن روز كاري به مراتب كمتر داشته ايد ولي در كار خود موفق نبوده ايد در پايان روز كاري، كارتان تمام نشده و مشكل همچنان باقيست. شما از محل كار با كسالت خارج ميشويد و همچنان در فكر هستيد كه چرا و چگونه ميشود مشكل را حل كرد و الي آخر. آنروز شما انرژي زيادي از دست داده ايد ولي همچنان خسته ايد و حتي در خوابيدن هم چيزي جز كسالت عايدتان نمي شود. در اين مورد مثالهاي زيادي هست كمي فكر كنيد يادتان مي آيد(درس و امتحان. برنامه نويسي كامپيوتر و پايان كار. حل كردن مشكل كامپيوترتان و....)

محققان بازهم به اين نكته اشاره كرده اند كه فكر كردن به چيزهاي خوب همچون دوست داشتن. لذت بردن.محبت كردن.رقابت مثبت. هديه دادن و گرفتن .حرفهاي خوب زدن و ..... انرژي انسا ن را زياد ميكند. و در عوض فكرهاي همچون انتقام.دشمني. كينه توزي.حسد.نگرشهاي منفي و .. باعث كاهش انرژي انسان ميشود. فكر كردن به موضوعي كه شما را به انتقام از شخصي ترغيب كند و هميشه شما را در انتظار روزي كه انتقام بگيريد بگذارد انرژي شما را در حد بسيار زيادي كاهش ميدهد و....

خوب تصور ميكنم كه به جواب سئوال اول نزديك شديم.

كودكان به چيزهاي چون دشمني و ... فكر نميكنند آنها به دوستي فكر مي كنند. و كارهاي خود را تا اتمام آن ادامه ميدهند.

اما بزرگسالان در طي روز به دهها مسئله همزمان فكر ميكنند و شايد بيشتر آنها را بي جواب رها مي كنند.انتقام از فلان رقيب از صبح تا شب در ذهنشان هست. و ....

نكته نهايي اين موضوع ميتواند اين باشد كه تاكيد كنيم:

1.ذهن داراي انرژي است

2.انعكاس سيگنالهاي مثبت و منفي از ذهن افراد به يكديگر انكار ناپذير است.(آشفته دل اشفته كند انجمني را)

3.هيچ كاري را نيمه تمام نگذاريد(ولو اينكه براي پايان دادن به آن هزينه بيشتري بپردازيد"اين هزينه انرژي و سلامتي شماست نه هزينه پايان كار")

4.به چيزهاي خوب فكر كنيد و با گذشت از گناه ديگران اول از همه سيگنالهاي مثبت و انرژي به فكرتان هديه كنيد.

5.هدفهايتان را طوري تعيين كنيد كه با رسيدن به آن احساس انگيزه بيشتري براي رسيدن به هدف بعدي به دست آوريد.

6.در برنامه ريزي و .... براي رسيدن به هدف و حتي در تعيين هدف ابتدا به انرژي هايي كه ممكن است در اين راه از دست بدهيد و يا به دست بياوريد فكر كنيد.

7.مسائل كوچكي كه فقط براي خودتان بزرگ مي نمايد را كنار بگذاريد و به هدفهاي عالي تر بيانديشيد.

8.كاركنان و همكاران  و همراهان خود را دوست بداريد و از گناه ايشان بگذريد با گذشت خود ،هديه اي براي خود و ذهنتان فراهم كنيد.

9. هيچگاه كودكان را از ياد نبريد و بدانيد كه رمز سلامتي انها فكر نكردن به مسائل روز نيست بلكه رمز سلامتي آنان فكر كردن به چيزهاي خوب و حل مشكلات آني و تحرك است.

10.براي مديريت كردن در سازمان و يا گروه ايجاد فضايي كه سيگنالهاي مثبت در ان بچشم بخورد ضروري به نظر ميرسد و در اين دوران صرف انسان اقتصادي لازم ولي ناكافي است.

11.سازمانهايي كه انرژي ذهن در آنان زياد است موفق ترين سازمانها هستند.(شركت تويوتا)

 

تهیه و تدوین.منیجمنت گروپ.بلاگفا

+ نوشته شده توسط در Tue 15 May 2007 و ساعت 11:0 |

در وبلاگ جناب سید علی رضا مجاهدی چند بیت شعر معروف درج شده بود که ضمن تشکر از ایشان آن را در وبلگ درج می کنم.براستی که مفهوم این سه بیت کوتاه داستان فراز و نشیب و چالش های فرهنگی جامعه ما و دیگر جوامع است.حیفم آمد در این گیرودار که من و دوستان مراجعه کننده به وبلاگ -که مرا هم شرمنده لطف خود می کنند -چند لحظه ای فارغ از بحث های علمی در این سه بیت نیندیشیم.گرچه به نظرم یکی از مسائل جدی عرصه مدیریت کشور ما داستان نهفته در معنای این ابیات است. امیدوارم شماهم از زمزمه آن لبخند شعف و شاید تاسف برلبانتان بنشیند:

آنكس كه نداند و نداند كه نداند         در جهل مركب ابدالدهر بماند

آنكس كه نداند و بداند كه نداند         لنگان خرك خويش به منزل برساند

آنكس كه بداند و نداند كه بداند         بيدارش نماييد كه بس خفته نماند

آنكس كه بداند و بداند كه بداند         اسب شرف از گنبد گيتي بدواند

منبع:http://wetowej.blogfa.com

+ نوشته شده توسط در Wed 9 May 2007 و ساعت 1:2 |

در اين پست سعي بر آن داشتم تا از برخي تئوريسينها در عرصه مديريت و سازمان نكته اي عرض كنم.

آلوين گلدنر(ALVIN GOULDNER)

جامعه شناس معروف آمريكايي كه سعي نمود تاثير يك ساختار بروكراتيك را با سبك مديريت بسيار غير رسمي مطالعه نمايد.

ماحصل تحقيقاتش سه نوع بوروكراسي بود:

1.بوروكراسي كاذب:وضعيتي بود كه مقررات و ضوابط توسط يك گروه خارجي مانند دفتر مركزي به سازمان تحميل شده بود. و عملا كاركنان را ناديده گرفته بود.مشاهد شد كه كاركنان براي خود يك رشته مقررات جديد و جداگانه اي تدوين نمودند.

2.بوروكراسي انتخابي:زماني بود كه كاركنان از مقررات پيروي مي كردند و بر پذيرش آنان توافق داشتند.

3.بروكراسي متمركز بر تنبيه: براي موقعيتي بود كه مديريت يا كاركنان مقررات خود را بر گروه مقابل تحميل كرده و عدم رعايت مقررات زمينه تنبيه تلقي مي شد.

گلدنر سعي در بيان اين نكته داشت كه احساسات و افكار نيز در موفقيت سازمان بوروكراتيك نقش كليدي ايفا مي كند در حالي كه "وبر" بر جنبه هاي ساختاري سازمان تاكيد داشت . آقاي گلدنر بر رفتار تاكيد ميكرد.

 

آلوين تافلر: نويسنده معاصر آمريكايي

 درباره ساختار سازماني اينگونه مي گويد:

امروز سازمانها به ساختارهايي نيازمندند كه بر ستون محكم ادارات تخصصي استوار باشند و مانند اهرام مصر باشند و از جهتي در برابر تعييرات و پويايي محيطي مانند آويزه هاي كالدر باشند.(كالدر شركتي است كه در آمريكا آويزه ميسازد).

 

كريس آجريس:(chris argeris) تئوريسين بلوغ در سازمان

ويژگي هاي عدم بلوغ عبارت است از:1.انفعالي2.وابستگي3.رفتار به شكلهاي محدود4.علايق سطحي و دمدمي5.دورنماي كوتاه مدت6.پايگاه فرودستي7.نبود آگاهي بر نفس

ويژگي هاي بلوغ شخصيت عبارت است از:1.فعال2.استقللا نسبي3.خلاقيت يا رفتار به شكلهاي گوناگون4.علايق عمقي5.دورنماي بلند مدت6.پايگاه برابر دستي يا فرادستي7.آگاهي و كنترل بر نفس

 

نتايج تحقيقات هاثورن كه در سالهاي بعد از تحقيقات جمع آوري شد به اين شرح است.

1.كاركنان را نمي توان به صورت فرد فرد تلقي كرد بلكه با آنها را به چشم اعضاي يك گروه مشاهده نمود.

2.نياز به عضويت در گروه و داشتن پايگاهي در آن از پاداشهاي مادي با شرايط فيزكي كار بسيار پر اهميت تر است.

3.گروه غير رسمي در كار تاثير بسزايي در رفتار كاركنان اهمال مي كند.

4.سرپرستان و مديران بايد از نيازهاي اجتماعي كاركنان اطلاع داشته باشند و به انها پاسخ گويند تا كاركنان بجاي مخالفت با سازمان با آن همكاري كنند.

+ نوشته شده توسط در Tue 8 May 2007 و ساعت 20:55 |

۱۲ اردیبهشت روز بزرگداشت مقام معلم را به تمامی معلمان تبریک می گوییم.

معلم عزیزم روزت مبارک.

به همه اونهایی که در علم و زندگی معلمم بودند. معلم مدرسه و معلم اجتماع و معلم زندگی. دوستانی که همیشه به بهانه دوستیهایم با ایشان از آنها آموختم. همه و همه روزتان مبارک.

+ نوشته شده توسط در Wed 2 May 2007 و ساعت 0:35 |

سخن بزرگان:

1.چرچيل:عيب جامعه ما اينست كه همه دلشان مي خواهد آدم مهمي باشند، ولي هيچ كس نمي خواهد آدم مفيدي باشد.

2.هنري فورد: دشوارترين كار فكر كردن است و شايد براي همين خاطر عده كمي در آن مشغولند.

3.ديل كارنگي:شما هرگز به موفقيت دست پيدا نمي كنيد مگر آنكه كارهايي انجام دهيد كه اتز صميم قلب دوست داريد.

4.جوزف كنراد:كار كردن حقيقت وجودتان را فقط به خودتان نشان ميدهد.همان حقيقتي كه هيچكس نمي داند.

5. بايزيد بسطامي:آنكه مي پرسد داناتر از پرسش شونده است.

 

پاورقي:

اين روزها  اثرات منفي و تنفربرانگيز سوء مديريت در توزيع كارت سوخت به ما نيز رسيد.

2.آنچه در اين موقعيت ميتوان گفت كه خارج از ادب نباشد اينست كه در شركت پست مديران عالي جز به دليل عدم شايسته سالاري در كشور مدير نيستند.

3.فقط1 دقيقه تفكر در اين رابطه به من اين امكان را داده كه بتوانم حداقل در حوزه برنامه ريزي خود مشكلات سوء مديريت مديران عالي خود را برطرف نمايم.

4.اي كاش ادب اجازه مي داد نسبت به مديريت شركت پست و همچنين شركت پخش فراورده هاي نفتي ايران به نحوي شايسته ابراز احساسات كنم.

5.فقط خدا مي داند كه چقدر نفر ساعت  و چقدر دلار هزينه فقط و فقط به دليل ... مديران در اين طرح ساده هدر رفته است.

6.بعيد به نظر ميرسه در اين روزها فرصت داشته باشم تا مطالبي مناسب كه هم راضي كننده براي خود و هم مفيد براي مخاطب عزيزم باشه در اين وبلاگ بگذارم براي همين عذرخواهي ميكنم.

+ نوشته شده توسط در Fri 27 Apr 2007 و ساعت 22:41 |


Powered By
BLOGFA.COM