تبليغاتX
مدیریت"علم دانستن،هنر توانستن"

اصول تصمیم گیری موفق:

1.اخذ اطلاعات و تحقيقات جامع در خصوص موضوع تصميم

2.تسلط بر خود

3.قاطعيت

4.عدم عجله و خشم در موقع تصميم گيري

5.عدم تزلزل در اتخاذ تصميم

6.ايمان به تصميم خود

7.مشاوره با افراد موفق

8.در نظر گرفتن جميع جهات و منافع ديگران

9.عدم توجيه خود

10.عدم تحميل تصميم خود بر ديگران

11.one best way   وجود ندارد. هر تصميمي طبق شرايط موجود و با درنظر گرفتن شرايط حال شايد خوب باشد.

12.هميشه ممكن است اشتباه در تصميم وجود داشته باشد مهم اينست كه اين اشتباه ديگر تكرار نشود.

پاورقي:

*اينطوري ميشه يه تصميم خوب گرفت. نه؟!! (دوست من)
+ نوشته شده توسط در Thu 19 Apr 2007 و ساعت 10:38 |
 

من های انرژی بخش :

1.من ايمان دارم كه راه حل بهتري هم هست.(بن بستي وجود ندارد. حتما راهي هست كه بايد آنرا پيدا كرد)

2.من همواره به آينده ای خوب اميدوارم.(من به وضعيت موجود رضايت نمي دهم و تلاش ميكنم براي آينده بهتر"مديريت كيفيت")

3.من افكار و باورهاي مثبت دارم.(با كمال ميل به عقايد ديگران احترام ميگذارم و نيمه پر ليوان را ميبينم.)

4.من توانائي انجام هر كار مثبتي را دارم.(من مي توانم پس بايد بدانم)

5.من از مصاحبت با مردم لذت فراواني مي برم.(مردم خود خوبند اين كارهايشان است كه گاهي دردسر آفرين ميشود.كن بلانچارد)

6.من نيتي خير و مثبت دارم.(من فقط به فكر خود نيستم)

7.من مي توانم بسازم چون خلاق هستم.(ذهن من همواره باز است)
8.من مي دانم كه خداوند دنيا را براي زندگي بهتر و زيباتر و به منظور لذت بردن از نعمتهاي آن جهت رسیدن به کمال به انسان ارزاني داشته است.(دنيا هدف تاكتيكيست نه استراتژيك)

9.من تمام اعضاي وجودم را آنچنان كه هستند مي پذيرم و به خلاقيت و اثر بخشي هر كدام از آنها ايمان دارم.( من با مشكلاتم كنار مي آيم اگر نتوانم كه آنرا حل كنم)

۱۰.من می اندیشم ، پس هستم.(شك ميكنم و شك پايه يقين است ولی نباید در شک خود باقی بمانم و باید به یقین برسم.)

+ نوشته شده توسط در Thu 19 Apr 2007 و ساعت 10:35 |
علی بن ابوطالب: هرکس امروزش مثل دیروزش باشد زیانکار است.(این تعرف بهره وری است)

كليد هاي بهبود بهره وري
دانش خود را در مورد كليدهاي اصلي بهبود بهره وري وبا آنچه هم اكنون وجود دارد يا پيشنهاد شده مقايسه كنيد.-
سهم فرايندهاي گروهي را در بهبود بهره وري بررسي كنيد.
-امكان پذيري كاربرد روشهاي بهبود بهره وري را بررسي كنيد. بر نامه هاي افزايش بهره وري را توسعه دهيد.بهبود بهره وري مانند سنجش بهره وري جايي صورت ميگيرد كه كار انجام ميشود. سنجش قبل از بهبود است .انتخاب بهترين راههاي بهبود به معني بهترين تضمينها بر اساس اطلاعات درست و دنبال كردن آن است افزايش بهره وري تلاش براي تغيير مداوم است كه بطور راهبردي برنامه ريزي ميشود و نيازمند مشاركت وهمكاري همه ذينفعها ميباشد.چهار مفهوم زير در تلاش براي بهبود بهره وري اهميت دارند:كيفيت : عامل عمده اي در بهره وري است و از كار وكاركنان شروع ميشود.زمان : يك سلاح رقابتي است . زمان معادل پول ؛ كيفيت بهره وري وحتي نوآوري است.منايع انساني : ارزشمند ترين دارايي براي همه فرايندهاي سازماني است .عملكرد آنها ؛ ديد آنها؛نوع كاري كه انجام ميدهند و محيطي كه درآن كار انجام ميدهند داراي اهميت است.

+ نوشته شده توسط در Tue 17 Apr 2007 و ساعت 7:19 |

 علت گذاشتن این آهنگ یادی از  مرحوم ناصر عبدالهی بود.

والبته این آهنگ دارای مفهومی است که هرکس میتواند با یاد کسانی که خواسته

 های پاکشون رو نادیده گرفته هزاران بار گوش کنه.

مثل ...

+ نوشته شده توسط در Sun 15 Apr 2007 و ساعت 22:58 |

این روزها بحث اعتصاب معلمان(آموزش و پرورش) زبان به زبان و گوش به گوش می چرخد. علت چیست؟ چرا در طول این چند سال اخیر معلم ها اقدام به اعتصاب در سراسر ایران میکنند؟ انچه در این زمینه به ذهن من رسید این بود:

نظریه سلسله مراتب نیازها: اولین بار این نظریه توسط آبراهام مزلو(مازلو)(۱۹۸۷) مطرح شد.در کل و بدون حاشیه این نظریه این مطلب را میگوید که سرچشمه همه نیاز های انسان نیازهای فیزیولوژیک است. ایشان بعد از نیازهای فیزیولوژیک نیازهای امنیت را مطرح میکند.و بعد از امنیت نیاز به احترام  را لازم میداند. معلمها در سالهای اخیر با رشد حقوق بالایی برخوردار بودند.ایشان در دوره خاتمی به نیازهای اولیه خود یعنی نیازهای فیزیولوژیک دست یافته و پا در عرصه نیازهای امنیتی مثل مسکن.خودرو. و... نهادند. امروزه فرهنگیان کشور احساس نیاز شدیدی به احترام میکنند. و به بهانه هایی دست به اعتصاب می زنند. اینکه این کار درست است یا خیر در حیطه تخصص و علم بنده نیست اما انچه مشهود است اینست که در سالهای اخیر به شدت از شخصیت و احترام فرهنگیان  در جامعه  کاسته شده است.متاسفانه مدیریت کشور در سطح کلان هیچ توجهی به مدیریت علمی نیز ندارند چه رسد به نئو و ....

پاورقی:

۱. فرهنگیان کشور امروز و فردا در اعتصاب به سر می برند.

۲. هیچگاه نمی توان بدون توجه به نیازهای کارکنان بخصوص پرورش دهندگان  نیروی انسانی باعث پیشرفت جامعه شد.

۳.چرا ما الزاما باید احساس بدبختی کنیم؟؟!!!

+ نوشته شده توسط در Sun 15 Apr 2007 و ساعت 22:46 |

تعریف مدیریت از نظر خانم فولت:

مدیریت یعنی:

علم دانستن و هنر توانستن

چقدر زیبا و پرمحتوا! مدیریت هم هنراست و هم علم.

+ نوشته شده توسط در Sun 15 Apr 2007 و ساعت 0:22 |

(۱)بوروكراسي چيست؟Bureaucracy

Bureau + cracy  به معني دفتر و محل كار و نوع حكومت تعريف شده است براي اولين بار توسط ونيست.م.دگورنيdegiurney  اقتصاددان فرانسوي به منظور معرفي نوعي حكومت به كار گرفته شد.

امروزه اين اصطلاح را با اين معاني ميشناسيم:

1.يك تشريفات زائد است. يعني كاغذبازي و اتلاف منابع بطوري كه موجب عدم كارايي در سازمان مي شود.

2.دستگاه اداري است. يعني همه ابزار و امكانات دولت مركزي و حكومتهاي محلي

3.نوعي شكل سازماني است. كه داراي ويژگيهاي مشخصي مانند سلسله مراتب سازماني و مقررات مي باشد.

اين تعاريف حاكي از آن است كه 3 ديدگاه مختلف درمورد نظريه بوروكراسي وجود دارد: الف. ديدگاه مثب، ب. ديدگاه منفي و ج.ديدگاه بيطرفانه

_مارشال ديميك :بوروكراسي در واقع به معني عدم كارايي است.(منفي)

_پيتربلاو: بوروكراسي نوعي سازمان است با حداكثر كارايي.

_ماكس وبر(جامعه شناس و هم عصر تيلور)(او معتقد بود اختيار در سازمان براساس بوروكراتيك مشروعيت دارد و مستبدانه نيست)

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط در Sat 14 Apr 2007 و ساعت 11:3 |

اصول چهارده گانه فايول:

1.اصل تقسيم كار:division of labor به اين كعني كه در سازمان وظايف و كارها براساس تخصص افراد تقسيم مي شود.

2.اصل اختيار و مسئوليت:Authority & responsibility به اين معني كه بايد حق صدرو فرمان به زير دست واگذار گردد.

باتوجه به اينكه در ايران اين دو اصطلاح يعني(اختيار و مسئوليت)باهم اشتباه گرفته شده لازم ديدم توضيحي عرض نمايم. اگر شنيده باشيد در اخبار روزانه بعضا گفته می شود كه فلان وزير در فلان كشور(مثل ژاپن يا اروپا) به دليل سوئ استفاده مالي معاونش يا يكي از زير دستانش استعفا نمود. براي ما ايراني ها بسيار جالب است وقتي مي بينيم يك كارمند در يك سازمان اشتباه يا تخلف ميكند ولي بالاترين مقام مسئول در سازمان استعفا مي دهد.آيا ميدانيد علت چيست؟ تمام اين مباحث به همين اصل از اصول فايول برميگردد.چرا كه اختيار طبق اين اصل قابل واگذاري است اما مسئوليت هرگز قابل تفيض نيست. اما متاسفانه در ايران هر مسئولي با تفيض اختيار به زيردستش تصور ميكند كه تمام مسئوليتش را نيز به او واگذار نموده درحالي كه  هرگز اينگونه نبوده و نيست. زمانيكه در يك سازمان تخلفي صورت گيرد مسئوليت آن به عهده بالاترين مقام است چرا كه او اختيار (اجرا تصرف و يا نظارت) را به زيردستانش تفيض نموده است.و مسئوليت حسن انجام كارها را داراست.پس بايد بدانيم كه اختيار قابل واگذاريست اما مسئوليت تا زمانيكه در سمت يا پستي قرار داريد با خود شماست.

3.اصل انظباط:diciplin  رعايت ملاحظات و پايه توافقات رسمي و غير رسمي موسسه و كاركنان.دركل مربوط به كل سيستم است.

4.اصل وحدت فرماندهي:Unity of command  يعني هر فرد در سازمان بايد از يك نفر دستور بگيرد و به يك نفر پاسخگو باشد.

5.اصل وحدت جهت: unity of direction به اين معني كه افراد مشغول در سازمان تابع اهداف سازمان بايد باشند.

6.اصل ترجيح دادن منافع عمومي بر منافع شخصي: Subordinating individual interest to general interest  اين اصل لازمه تشكيل سازمان است البته با اين توضيح كه منافع فردي در لواي منافع سازمان قرار ميگيرد. و تا حدودي بر هم منطبق مي شوند.

7.اصل پاداش

8.اصل تمركز:centralization

9.اصل سلسله مراتب سازماني

10.اصل نظم:قرار گرفتن هرچيز يا هركس در سرجاي خود در سازمان(اصل نظم و انظباط با يكديگر متفاوت است)و از سئوالات مهم كارشناسي ارشد يا مصاحبه استخدامي نيز بوده سات. هرچند به نظر من تا حدودي بازي با لغات است.و البته تفاوتهاي آن قابل لمس است.

11. اصل عدالت يا انصاف:Equity

12.اصل ابتكار:initiative

13.اصل امنيت شغلي: stability or tenure of personnel  (هرچند امنيت شغلي به نظر بنده بسيار پيچيده مي باشد و بطور كلي ميتوان پارامترهاي (و يا خود امنيت شغلي را)موثر در امنيت شغلي را به دو دسته سازماني و انفرادي تقسيم كرد اما درك جامعه از امنيت شغلي بيشتر امنيتي است كه سازمان براي فرد ايجاد ميكند. متاسفانه عليرغم تمايل بنده به اثبات اين موضوع و ارائه ماقله در اين زمينه هنوز شرايط بحث در مورد امنيت شغلي فراهم نشده تا ثابت كنم كه با پيشرفت و گسترش سازمانها و همزمان پيشرفت انسانها در كسب مهارت ديگر اين سازمان نيست كه امنيت شغلي كاركنان را ايجاد مي كند و يا مجبور است كه ايجاد كند بلكه اشخاص خود هستند كه امنيت شغلي خود را تضمين مي كنند. البته اين نكته نياز به بحث بيشتري دارد)لازم به ذكر است كه امنيت شغلي با استخدام مادام العمر در كشور ژاپن نمود پيدا كرده است.

14.اصل روحيه گروهي: esprit de corps

استخراج:س.م.د
+ نوشته شده توسط در Sat 14 Apr 2007 و ساعت 11:1 |

When you stop learning, you stop growing

وقتي  يادگيري را متوقف كنيد  به رشد خود پايان داده ايد.

 

Don’t work harder, Work smarter.

سخت كار نكن هوشمندانه كار كن.

 

In managing people it is easier to loosen up than tighten up.

در مديريت كاركنان رها كردن بسي آسانتر است از سخت گرفتن.(منظور اينست كه در شروع ، حلقه سرپرستي  را تنگ تر بگيريد )

Life is all about getting A’s.

زندگي همه اش براي بيست گرفتن است.

 

Managing only for profit is like playing tennis with your eye on the scoreboard and not on the ball.

مديريت  تنها براي سود مثل تنيس بازي است كه بجاي توپ به تابلو امتيازات (اسكربرد)نگاه ميكند.

If you want your people be responsible, be responsive to their needs.

اگر كاركنان متعهد و پاسخگو مي خواهيد به نيازهايشان پاسخگو باشيد.

It’s more important as a manager to be respected than to be popular.

آن مهم است كه مدير مورد احترام باشد تا معروف(همه پسند).

People with humility don’t think less of themselves, they just think of themselves less.

آفراد كم فروتن خود كم بين نيستند(دست كم گرفتن) فقط آنها به خود كمتر مي انديشند.

 

Never!

Never!

Never!

Never!

Give up!

هرگز. هرگز.... از پاي ننشينيد.( اين سخن از وينستون چرچيل است. كه داستان مفصلي دارد. اما چرچيل هرچه بود يك پايمرد بود و خود به گفته خود عمل نموده بود و هيچگاه از پاي ننشست درحالي كه بسياري از كشورها در جنگ با آلمانها شكست را پذيرفته بودند.

 

كيش خوب مانند فوتبال خوب است' حرف نمي زند، عمل ميكند.

Good religion is like good football; it isn’t talk, its action.

 

G.O.L.F stand for Game Of Life First.

گلف يعني بازي زندگي

اين جملات از كتاب مديريت بر قلبها نوشته آقاي كن بلانچارد بود كه با بيش از 9 ميليون نسخه فروش در جهان كه به انجيل مديران نيز شهرت يافته است.

من شخصا به اين كتاب علاقه شديدي دارم.

+ نوشته شده توسط در Thu 12 Apr 2007 و ساعت 22:33 |

You may fool the whole world down the pathway of life and get pats on your back as you pass, but your final reward will be heartaches and tears if you’ve cheated the man in the glass.

در تنگ راهه گذر از گيتي، ميتوان مردم را گول زد و دست نوازش همگان را بر پشت خود آشنا كرد، اما اگر چهره درون آينه را فريب داده باشي بهره نهايي، شكستن قلبها و اشك چشم هاست.

اين بند آخر شعري است كه لاول توماس-lowell Thomas پس از شركت در يكي از همايشهاي نورمن وينسنت پيل، به وي داد و گفت اگر اين شعر را شاهد آورده بودي، سخنرانيت بسيار بهتر بود. دكتر پيل گفته او را تاييد كرد، كاغذ شعر را در كيف بغلي خود جا داد و بارها بدان اشاره كرد.

هنگامي كه پيام رسا و آشكار است، ممكنست از خود بپرسيم آيا چنين نيست كه برخي به خطا ميروند ولي براي منطقي نشان دادن آن هزار دليل مي آورند؟ به راستي چنين است، اما اگر اينان به ژرفاي خود خوب بنگرند مي دانند خطا كرده اند.

نمي توان خلاف وجدان كاري كرد و احساس بد نداشت. اين با نهاد انسان- كه از خود شخصيتي اخلاقي دارد سازگار نيست. هدف روشن ، پايه اي است كه رفتار خوب و اخلاقي بر آن بنا مي گردد.

 

Trying is just a noisy way of not doing something.

گفتن "سعي مي كنم"، راهي است براي فرار از انجام كار.

دوستاني كه با من اشنا هستند مي دانند كه به محض بكار بردن سعي ميكنم معمولا اين جمله را بكار مي برم هرچند اگر منظوري نداشته باشم. در روزهايي كه با كتاب مدير يك دقيقه اي آقاي بلانچارد آشنا ميشدم اين جمله چنان در ذهنم جاي گرفت كه هيچگاه فراموشش نمي كنم. فقط كافيست كمي فكر كنيم و ببينيم چقدر از اين جمله در روز استفاده ميكنيم اگرچه شايد بر زبان نياوريم. معمولا به دوستاني كه دوست نداريم جواب منفي از ما بشنوند در صورت عدم تمايل به جواب منفي سريعا آن را بكار مي بريم.

و اما :

از نويسنده و مشاور"آرت توروك-Art Tturok" آموخته ام كه بايد ميان "علاقه مند بودن و درگير شدن" تفاوت قايل شويم.هنگامي كه علاقمند به انجام كاري هستيم در فرصت مناسب به آن مي پردازيم و لي چنانچه متعهد و درگير با كاري شديم بي مهابا پيش مي رويم.هيچ بهانه اي پذيرفته نيست!

بسياري از مردم بجاي درگير شدن علاقمندند. آنها از كوشش در راه انجام كار سخن مي گويند بدون آنكه به واقع به آن بپردازند.گفتگو زياد است ولي از عمل خبري نيست.(Walk your talk)فردي كه بسيار علاقمند به ورزش است در يك روز باراني از خواب بيدار شده نگاهي به بيرون ميكند و مي گويد بهتر است فردا ورزش كنم. اما فرد متعهد و درگير خواهد گفت امروز بايد توي خانه ورزش كنم.

كسي كه خود را درگير كاري مي كند راهي براي گريز از منطق دست و پا گير مي يابد.او در وضعيت دشوار هم راهش را ادامه مي دهد.اين انضباط رواني و رفتاري نشانه پايمردي است.
+ نوشته شده توسط در Tue 10 Apr 2007 و ساعت 12:17 |

امروز سه خبر براي من بيش از تمامي خبرهايي كه شنيدم جالب بود.اين خبرها را قابل بحث ديدم و گفتم شايد بد نباشد تا پستي براي اين اخبار اختصاص دهم.

1.اعلام رسمي امكان توليد صنعتي سوخت هسته اي از طرف دولت ايران

2.اعلام پخش فيلمهايي از خوشگذراني هاي 15ملوان انگلسي در زماني كه در ايران بازداشت بودند.

3.نشان دان دختري يزدي بنام فاطمه كه در هر زمان از روز قادر به اعلام دقيق ساعت(دقيقه اي) بدون دسترسي به ساعت بود.

حال نكته هاي اين اخبار چه بود؟

الف: كن بلانچارد در كتاب مديريك دقيقهاي ميگويد : رسيدن به هر هدف آغازيست براي رسيدن به هدفي ديگر. سال گذشته در چنين روزي20/1/85 دولت ايران رسما اعلام كرد كه توانايي غني سازي اورانيوم در حد آزمايشگاهي را دارد. و امسال اينگونه اعلام مي كند كه ايران توانايي غني سازي اورانيوم را در مقياس صنعتي دارد. تا فردا خدا چه خواهد.

ب: ما ايراني ها خودمان را بيش از هر ملتي ميشناسيم. ملتي هستيم تنبل. بي نظم. و ... از جمله خصوصيات بارز ما مهمان نوازيست. اين دفعه ميهمان نوازي ما حكايت دم خروس شد و قسم حضرت عباس(عطف به پست شماره420 دريچه زندگي"دوست عزيزم نازلي" كه فرمودندبا یک جمله(ضرب المثل میتونی منظورت رو برسونی) ملوانان انگليسي كه يقينا تاكنون مردمي به خونگرمي ايرانيان نديده اند پس 14 روز خوشگذراني (باتوجه به اينكه اگر دستگير نمي شدند بايد در عراق گشت زني ميكردند.) با هديه هايي از جمله گز و... به وطن خود بازگشتند كه آنهم با لطف و عطوفت ايرانيان همراه بود. اين 15 ملوان و سرباز انگليسي به محض ورود به فرودگاه لندن براي گرفتن خط و مشي از فرماندهان و دادن اطلاعات لازم به پايگاه نظامي رفتند و بعد از 26 ساعت در حضور خبرنگاران جهان هر چه را در ايران در مورد خوش رفتاري ايرانيان گفته بودند تكذيب كردند و گفتند كه شديدا تحت فشار بودند. گذشته از ماجرايي كه يقينا شما دنبال ميكرديد امروز تلويزيون CNN با پخش تصاوير ضبط شده اين نظاميان در ايران كه در حال بازي(پينپنگ.شطرنج و تماشاي فوتبال)  و گذراندن روزهاي خوش زندگي بودند دم خروس را بار ديگر رو نمود كه يقينا باعث خواهد شد افكار عمومي تحت تاثير قرار گيرد. اين مبحث يك چيز را نشان ميدهد و هر مديري به آن اقرار دارد كه ايرانيان باهوشند. هرچند گاهي اوقات دم خروس آنها نيز نمايان ميشود.

ج: و اما گفتن زمان دقيق ساعت در حاليكه هيچ ساعتي در دسترس نباشد توسط دخترك خانومي يزدي كه نامش فاطمه بود تعجب همگان را برانگيخت. يكي از نكات مديريتي اين خبر استفاده از ذهن در مديريت زمان است. آنچه اين دخترك شگفت انگيز يادآور شد برنامه آموزش  مديريت زمان در يک هفته توسط دکلان تريسی بود .مديريت زمان  يعنی استفاده ی بهينه از وقت.وقتتون بخير و نيكي.

پی نوشت:

۱. بر اساس مطالعات ۲ اثرکنت بلانچارد.

۲.براساس تجربیات و مطالعات آزاد

۳.مدیریت زمان. مطالعات آزاد.

+ نوشته شده توسط در Tue 10 Apr 2007 و ساعت 0:48 |
انتقاد از نويسنده و  ناشر كتاب" مثل ها- داستانها-نكتهاي مديريتي"

از مشخصه ما مردمان پارس زبان و پارس فرهنگ اظهار نظر در هر زمينه و عرصه حتي بدون اطلاع از موضوع است. بر طبق فرهنگي كه داريم ايجاد ارتباط با ديگران و يا اظهار فضل را به هر طريقي چه درست چه غلط در كلام ميبينيم و گاها ظاهرسا زي ميكنيم و آسمان و زمين رو بي دليل در جهت اثبات حرفهايمان بهم ميدوزيم. بطور مثال فقط كافيست در جمعي از دوستان پارسي خود بگوييد كه مشكلي داريد و يا خداي نكرده به بيماري مثل سر درد گرفتار شده ايد.بلافاصله دوستان خود را به عنوان طبيبي حاذق در كنار خود خواهيد يافت كه هركدام بدون بيان اين نكته كه در زمينه پزشكي تخصص ندارند اقدام به تجويز دارو و درمان ميكنند. مديريت نيز كه علم بسيار پيچيده اي ست(تجربي.اكتسابي. ذاتي.هنري) از اين موضوع مستثنا نيست.در عرصه مديريت بسياري حرف براي گفتن دارند كه در سكوتند وبسياري حرفي ندارند و هياهو مي كنند.ديروز وقتي ديدم شركت تقطيران اقدام به انتشار كتاب"مثل ها- داستانها و نكته هاي مديريتي" در دو جلد و به كوشش مهندس رحيم عربيان نموده و بجاي چاپ سررسيد و ... بعنوان تبلغ با هديه دادن اين كتب اقادم به فرهنگسازي مي نمايد به ياد صحبتهاي بزرگواري افتادم كه ميگفت بعد از جنگ جهاني دوم فلان كس بجاي كمك مالي و... به بچه هاي آلماني كتاب هديه داد......(البته مضمون اين بود وگرنه حق مطلب ادا نشد). از ديروز كه به خواندن اين كتب گذشت نحوه نگرشم به كار تحسين برانگيز آقاي سيد تقي حجازي مدير عامل محترم شركت تقطيران تغيير نكرد اما چيزي كه مرا بسيار متعجب كرد اين بود كه جمع آوري حكايتها و اشعار ادبي و نسبت دادن آن به مبحث مديريت بيشتر به شوخي نزديك است چرا كه اگر بتوان به اين داستانها نگاه مديريتي داشت پس روي جلد تمام كتب نوشته شده كلمه و نكته هاي مديريتي را بايد اضافه كرد.

در كل اينگونه ميخواهم بيان كنم كه هيچگونه ارتباط شفاف و مستقيم بين داستانهايي همچون قصه هاي ملانصرالدين و اشعار با مديريت وجود نداشت و استفاده از تيتر نكته هاي مديريت روي جلد كتاب نه تنها مناسب نبود بلكه به اصطلاح مديريت نيز خدشه وارد مي نمايد. يقنا اين كار آقاي رحيم عربيان و يا انتشارات نشركيفيت باعث خواهد شد خوانندگان مديريتي اين كتاب رغبتي براي استفاده از كتب ديگر اين انتشارات با توجه به نام آن نكنند. لازم به ذكر است كه از بين 41 منبع معرفي شده فقط از 5منبع مديريتي نام برده شده كه به احتمال زياد استفاده از اين 5 منبع نيز فقط در مقدمه كتاب بوده است چرا كه مابقي منابع از كتب ادبيات ايران است.

در كل بنده هيچ ارتباطي بين مقوله مديريت و مباحث مطرح شده در اين كتاب نمي بينم.و اميدوارم افراد ديگر بخصوص دانشجويان و مديران محترم اين كتاب را در جهت استفاده در موضوع مديريت انتخاب نكنند كه يقينا به مشكل برخواهند خورد.

اين مبحث يك اظهار نظر شخصي است كه بر اساس تجربيات مكتسبه بيان شد. ضمن آنكه ذره اي از ارزش كار شركت تقطيران و جناب آقاي حجازي كم نكرده و نخواهد كرد.

+ نوشته شده توسط در Sat 7 Apr 2007 و ساعت 1:18 |

افول مدیریت در روابط انسانی:

 مدیران اشتباه نمی‌کنند، بلکه  می خوا هند کارمندانشان را امتحان ‌کنند.

مدیران دیر به سر کار نمی‌رسند، تاخیر آنها همیشه اجتناب‌ناپذیر است.

مدیران روزنامه نمی‌خوانند، آنها در حال جمع ‌آوری اطلاعات هستند.

مدیران فراموش نمی‌کنند، این کارکنان هستند که فراموش می‌کنند به آنها یادآوری کنند.

مدیران نمی‌‌خوابند، آنها با چشمهای بسته فکر می‌کنند.

مدیران اسباب بازیهای جدید نمی‌خردند، آنها بر روی تکنولوژیهای جدید سرمایه‌گذاری می‌کنند.

کارمندان ایده‌های خوب ندارند، اگر هم دارند، نظرات مدیرانشان هست.

+ نوشته شده توسط در Sun 1 Apr 2007 و ساعت 18:0 |

هفت سین اداری:هفت سين اداري مجموعه فعليتهايي‌است براي ايجاد وحفظ محيط‌سازمان يافته،مرتب،پاكيزه، زيبا،دلپذير ،استاندارد وبا انضباط براي انجام كار در سازمانهای آیرانی نشئت گرفته از ۷سین عید نوروز برای طراوت طبیعت سازمانها .به امید روزی که سازمانهای مانیز رنگ وبوی بهار داشته باشند.(s 5)از اولين حروف 5 واژه ژاپني گرفته شده كه به 5سين فارسي ‌مترادف وهم معني شده است.

1.سواكردن‌ودور كردن (سئي ري)seiri

2.سامان دادن ومرتب چيدن (سئي تون)seiton

3.سپيدي وپاكيزگي(سئي سو)seiso

4.سعي در حفظ مطلوب(سئي كتسو)seiketsu

5.سازمان يافتگي وانضباط(‌ شيتسوكه) shitsuke

دربرخي از شركت هاي ژاپني از جمله در كارخانهISUZU دو اصل ديگر رابه آن افزوده اندواين نظام را در آن كارخانه ها به‌صورت (۷S) يا (7سين فارسي )اجرامي كنند. اين دو اصل عبارتند از:

۶.سخت كوشي(شيكاري يارو)shikkari yaru

 7.سماجت در انجام كار خوب تا مرز عادت  (شوكان)shukku

+ نوشته شده توسط در Sun 1 Apr 2007 و ساعت 17:58 |

Management:

 Mary parker follett:

 Management is “ the art of getting of things done through people”

 

Peter druker:

Managers give directing to their organizations, provide, leadership and decide how to use organizational resources to accomplish goals.

 

Richard l. daft:

Management is the attainment of organizational goals in an effective and efficient manner through planning, organizing, leading and controlling organizational resources.

 

James A.F stoner:

Management is the process of planning, organizing, leading and controlling the efforts of organization member and of using all other organizational goals.

 

Bounds-dobbins-fowler:

Management embraces the decisions and actions involved in bringing people and other resources together to a chive some purpose.

 

Luther qiulick:(POSDCORB)

Planning, Organizing, Staffing, Controlling, Representation

مديريت يك فرآيند است.

كريتنزمي گويد: مديريت فرآينديست براي حل مسائل مربوط به تامين هدفهاي سازماني به نحو مطلوب از طريق استفاده موثر و كارآمد از منابع كمياب در يك محيط درحال تغيير.(kreitner) 

+ نوشته شده توسط در Sat 24 Mar 2007 و ساعت 18:19 |

علم مدیریت علمی است بر پایه هنر و شناخت و آگاهی از دیگر علوم.به این معنی که یک مدیر برای مدیریت کردن ضمن هنرمند بودن تا حد زیادی نیاز به آگاهی از علوم مختلفی دارد.از جمله علوم مرتبط با هنر مدیریت علم روانشناسی است.گذشته از رابطه تنگاتنگ انسانها در سازمان که نیاز به مدیریت منابع انسانی دارند که آنهم بدون توجه به علم راونشناسی اماکن پذیر نیست ایجاد و حفظ رابطه بین ابزار کار و منابع مادی و منابع انسانی در گرو علم راونشناسی میسر خواهد بود. در یک نظر سنجی وتحقیق میدانی که در چندین شهر از مردم بعمل امد حدود۸۰٪ مردم رنگ زرد یا نارنجی را برای تاکسی مناسب نمی دیدند و رنگهای سبز و سفید را برای رنگ تاکسی مناسبتر و زیباتر می دانستند. برای من این سئوال پیش آمد که چگونه ممکن است در کشورهای پیشرفته بدون توجه به دلیل علمی اقدام به انتخاب رنگ زرد یا نارنجی برای تاکسی کرده باشند. هرچند تلاش بنده برای گرفتن آماری از کلیه کشورهای جهان برای چگونگی رنگ تاکسی به نتیجه نرسید اما آنچه مسلم شد اینکه این رنگ در بیشتر کشورهایی که من از آن اطلاع دارم برای تاکسی استفاده میشود.

برای من جالب بود که چرا زرد یا نارنجی؟

خصوصیات رنگ زرد و نارنجی را بخوانید:اين گونه رنگها بوضوح ديــده مي شوند و بـيشتر بـه ياد مردم مي مانند. اكثر شركتهاي بزرگ آرم محصولات خود را با رنگهاي مذكور طراحي و ارائه مي كنند. در وب سايتها و نوشتارهاي تبليغاتي هنگاميكه بخشي از كلمات با رنگ زرد نمايان گردند بيشتر نظر ما را بخود جلب كرده و باعث ميشود توجه بيشتري به آن قسمتها بنماييم.رنگ زرد اول از همه به چشم مي آيد، چون درخشانتر است. رنگ زرد افكاري را به انسان تلقين مي كند كه بيشترين تأثير را بر نيروي خوددرماني فرد مي گذارد. اگر فرد واقع گرايي هستيد، خواهيد ديد كه كشش خاصي نسبت به رنگ زرد درخشان داريد. رنگ زرد به دليل نور خيره كننده اي كه دارد به عنوان رنگ ارتباط بين انسانها و راه چاره اي براي فراراز گوشه گيري مطرح است. برخي براين باورند كه رنگ زرد، عظمت و شكوه را تلقين مي كند.آنها درا ثبات ادعاي خود متذكر مي شوند كه لباس امپراطوران چين زرد رنگ بوده است، بنابراين، اين رنگ براي افرادي كه از اعتماد به نفس كمتري برخوردار هستند، مفيد است. رنگ زرد داراي ويژگي ضدافسردگي است از طرف ديگر برخي بر اين باورند كه وقتي رنگ زرد، درخشندگي خود را از دست بدهد، موجب برداشتهاي ذهني منفي خواهد شد و بنابراين بيانگر ويژگي هاي منفي فرد خواهد بود. در اين صورت كسي كه خودخواه و يا عصبي است نبايد با رنگ زرد سروكار داشته باشد.گوته شاعر آلماني نيز به اثرات ضدافسردگي رنگ زرد اشاره كرده است.بنا به اعتقاد گوته، رنگ زرد تأثير فوق العاده اي برنشاط و تحرك دارد. او مي گويد، وقتي از پشت يك شيشه زردرنگ، مخصوصاً در يك روز خاكستري زمستان، به يك منظره نگاه كنيد، چشمانتان از شادي برق مي زند، قلبتان شاد مي شود و به وجد مي آييد. برخي از نويسندگان، نيروهاي اثربخش رنگ زرد را بيانگر حالات زنانه اين رنگ مي دانند.

حال پس از بررسی این قسمت از روانشناسی رنگ هااین سئوال پیش می آید که آیا مدیر میتواند بدون توجه به علم روانشناسی مدیریت درست داشته باشد؟ ایا رنگ سفید که دیرتر از همه رنگها به چشم میخورد صرفا بخاطر علاقه رنگ مناسبی برای تاکسی میباشد؟

چه کسی جز یک مدیر توانا میتواند رابطه بین علوم را در خدمت انسان و جامعه و سازمان قرار دهد.؟

این وظیفه مدیر است که با ایجاد یک رابط علمی منطقی بین علوم و با بهره گیری از منابع مادی و انسانی سازمان(به معنی کل) را به اهداف خود نزدیک کند و حتی با اجرای مدیریت ارزشی اهداف(تاکتیکی و حتی بعضا استراتژیک) را نیز تغییر دهد.

+ نوشته شده توسط در Fri 23 Mar 2007 و ساعت 12:15 |


Powered By
BLOGFA.COM