تبليغاتX
مدیریت"علم دانستن،هنر توانستن"

سال نو مبارک

۱۳۸۶

دستور العملهاي مدير يك دقيقه اي:

 

افرادي كه از خودشان رضايت دارند نتايج خوبي به دست مي آورند.

1.بايد بكوشيد تا از كارتان رضايت داشته باشيد.براي رضايت از كار، فراهم آوردن محيط مطلوب ضرورت دارد.

2.مدير خوب شرايط را براي عوامل اجرايي خود به گونه اي مطلوب تدارك مي كند تا آنها بارضايت از كارشان نتايج خوب به دست آوردند و درنتيجه هر دو طرف از اين بابت بهرمند شوند.

3.به ديگران كمك كنيد تا به اوج ظرفيتشان برسند و آنها را در حين انجام يك كار صحيح غافلگير كنيد.

4.سعي كنيد افراد زيردست خود را از موقعيتشان مطمئن كنيد، چون در اين صورت نظرات و ايده هاي شما را قابل حصول مي كنند.

5.مراقب كارهاي مثبت كاركنان خود باشيد و به آنها نشان بدهيد كه اعمال مثبتشان از نظر شما دور نمي ماند.

6.بهترين اوقات مدير وقتي است كه در تعليم و راهنمايي كاركنانش صرف مي كند.

مدير موفق با صرف وقت در تعليم كاركنان و عوامل زير دستش سرمايه گذاري بي زياني به عمل مي آورد.عوامل موفق سرمايه ي واقعي يك مدير موفق است.

7.اهداف و عملكرتان را هرچند روز يكبار مقايسه كنيد.

آيا توانسته ايد به اهدافتان برسيد؟

واقع بين باشيد! اگر نتوانسته ايد به اهدافتان برسيد بي آنكه نگران شويد دنبال دلايلش بگرديد. به ناكامي ها بي توجه نباشيد.

 

شناخت علل ناكامي يعني تلاش در راه دستيابي به موفقيت

نويسنده:كن بلانچارد، اسپنسر جانسون

سال نو مبارک

۱۳۸۶

+ نوشته شده توسط در Tue 20 Mar 2007 و ساعت 21:39 |

Universal Postal Union

اتحاديه جهاني پست

اتحاديه جهاني پست (UPU) يك سازمان بين المللي است كه سياستهاي پستي بين ملتهاي عضو و  به همين ترتيب سيستم پست جهاني را هماهنگ مي‌كند. هر كشورعضو شرايطي براي اداره وظايف پستي بين المللي مي‌پذيرد.پيش از تاسيس  اين اتحاديه هر كشور ناچار بود قرارداد پستي جداگانه‌اي را با هر كشور طرف قرارداد منعقد كند.ايالات متحده درخواست كنگره بين المللي پست را صادر كرد كه در سال 1863 برگزار گرديد.با نظارت وزير پست Prussian ، هنريش وان استفان، اتحاديه پست جهاني به عنوان دومين سازمان بين المللي پس از (ITU)تشكيل شد.در نتيجه امضاي قرارداد برن در نهم اكتبر 1874 با نام  اتحاديه پست همگاني ايجاد گرديد و در سال 1878 به نام اتحاديه پست جهاني تغيير نام داد.اتحاديه پست جهاني بر اساس موارد زير بنا نهاده شد:

1.وجود يك شيوه كم و بيش يكنواخت براي ارسال نامه به هر نقطه دنيا

2.عملكرد يكسان مقامات پستي در قبال پست داخلي و خارجي

3.جمع‌آوري پول براي مخارج پستي بين المللي توسط هر كشور

يكي از نتايج مهم قرارداد upuاين بود كه شرايطي فراهم كرد تا تمبرهاي هر يك از ملتهاي‌عضو براي تمام راه‌هاي بين المللي مورد قبول باشد. پس از تشكيل سازمان ملل، u.p.u به سازمان اختصاصي تبديل شد.در سال 1969 u.p.u يك سيستم جديد پرداخت هزينه را معرفي كرد كه با آن دستمزدها بين كشورها بر طبق تفاوتهاي وزني بسته‌هاي پستي  قابل پرداخت بود. اين هزينه‌ها عوارض پايانه‌اي نام گرفتند. اين اتحاديه  سيستم جديدي ايجاد نمود كه در سال 1991 اجرا گرديد.كشورهاي عضو:

195 كشور عضو سازمان ملل متحد همگي عضو اين اتحاديه هستند. غير از جزاير مارشال،  آندورا، ايالات فدرال مايكرونزيا و پالاو كه هنوز وضعيت آنها براي u.p.u  تعريف نشده است.كنگره پست جهاني هر 5 سال يكبار جهت بررسي عملكرد امور پستي جهان برگزار مي‌گردد. و مقر آن در برن سوئيس است. ترجمه: قاسم گلشن تهیه و تدوین: م د

 

+ نوشته شده توسط در Wed 14 Mar 2007 و ساعت 10:11 |

نهج البلاغه در رابطه با مديريت يا برنامه ريزي:

پس از بررسي قسمت كوچكي از نهج البلاغه اين فرمايشات زيبا و اثر بخش مولاي متقيان را به قلم در آوردم تا  هم جواب مشق استاد كرده باشم هم شايد با زمزمه آن در دل تاثير خود را بگذارد. قبل از اينكه به فرمايشات آن حضرت بپردازيم حيف آمد كه كلامي از معلم ايشان و خاتم انبيا چيزي نگويم. حضرت رسول مي فرمايند: من از فقر امتم بيم ندارم ، آنچه بر امتم بيمناکم سوء مديريت است.مديريت ومديريت زمان و مقايسه با احاديث حضرت علي بن ابي طالب:لحضه هاي گرانبهاي زندگي كه مجموعا عمر آدمي را تشكيل مي دهند، داراي ارزشهاي فراواني مي باشند كه توجه و آگاهي و بهره برداري صحيح و مناسب از آنها، موجبات رشد و تعالي را فراهم مي سازد و غفلت از آنها خسراني عظيم در بر دارد.و بنا به فرمايش مولاي متقيان" از دست دادن فرصتها، مايه غم و اندوه است."" فرصتها زود از دست مي‌روند و دير بازمي‌گردند"" فرصتها همچون ابر مي‌گذرند پس هنگامي كه فرصت نيكويي يافتيد ، از آن استفاده كنيد"" لحظه‌ها ، عمر را درمي‌نوردند"شب و روز از تو چيزي مي‌گيرند (عمر) پس تو نيز از آنها بهره ببر" "كسي كه فرصتها را غنيمت شمارد ، از غصه‌ها ايمن گردد""  چنانچه ملاحظه ميفرماييد، مطالعه در سيره رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار سلام ا عليهم اجمعين نيز به خوبي بيانگر اين حقيقت است كه آن بزرگواران در تمامي امور خويش منظم بوده و هر كار را دقيقاً به وقت خودش انجام مي‌داده‌اند و از واگذاري امور به فردا به شدت پرهيز مي‌كرده‌اند. چنانچه امام علي (ع) در عهدنامه خود به مالك مي‌فرمايند : « كار هر روز را در همان روز به انجام برسان كه هر روز را كاري است . بهترين وقت هر روز و بزرگترين بخش آن را مخصوص آن كن كه به خدا بپردازي ، هر چند كه اگر در اوقات ديگر نيز نيت پاك كني و توده مردم از آن نيت پاك در آرامش و آسايش باشند ، همه آن اوقات در راه خدا به كار رفته است"" امام همچنين در مورد انجام هر كار به وقت خود ،به مالك مي‌فرمايد : «مبادا هرگز در كاري كه وقت آن نرسيده ، شتاب كني، يا در كاري كه وقت آن رسيده ، سستي ورزي تلاش كن تا هر كاري را در جاي خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهي"" امام علي(ع) ، در آغاز حكومت خويش ، طي خطبه‌اي قرّاء ، برنامه حكومت خويش را به مردم اعلام نمود و آنگاه كه مالك اشتر را به عنوان والي سرزمين مصر ، انتخاب نمود نيز برنامه‌هاي مهم حكومتي او را چنين بيان مي‌دارد : «جمع‌آوري خراج و ماليات ، نبرد با دشمنان ،‌ اصلاح امور مردم و آباداني شهرها و روستاها. مي‌بينيم كه در مديريت علوي نيز «برنامه ريزي» نقش بسيار مهم و اساسي دارد وپايه و مبناي مديريت زمان و تخصيص وقت ، منابع و امكانات مي‌باشد .از آنجا كه بحث درباره فرمايشات آن حضرت در يك كتاب هم نمي گنجد و ما گزيده اي از سخنان ايشان را بسيار كوتاه مي نويسيم جالتر ديدم نظريه ايشان درباره مديريت و مقايسه آن با مديريت ژاپني را نيز بيان كنم كه البته اگر قرار به انجام تحقيق شود به يقين مجموعه كاملتري از اين فرمايشات درباره مديريت ارائه خواهم نمود.از مقايسه نظريه‌ ذيل با مديريت علوي به خوبي استنباط مي‌شود آنچه پايه و مايه موفقيت و كاميابي مديريت امروز محسوب مي‌شود ، به كاملترين شكل در سيزده قرن پيش در مديريت اسلامي و علوي آمده است و حال اينكه چرا با وجود داشتن چنين گوهرهاي گرانبهايي جامعه اسلامي ما از رشد و پيشرفت و ترقي آن چنان كه شايسته آن است ، محروم مانده ، سؤالي است كه بايد پاسخ آن را در وجود خود بيابيم. در بررسي اصول و مباني مديريت ژاپني به چهار ويژگي و خصوصيت ممتاز در اين مديريت برمي‌خوريم كه عيناً اين چهار ويژگي در مديريت علوي نيز وجود دارند . آن ويژگيها عبارتند از : 1-اعطاي امنيت شغلي به كاركنان با استخدام مادام العمر و قدرداني از تلاشهاي آنان2-وجود نظام ارشدّيت كه بر مبناي آن ملاك ارتقاء كاركنان ، تجربه و ابتكار افراد است3-مديريت از پايين به بالا ، در مقابل مديريت از بالا به پايين4-وجود شوراهاي كارگري و اخذ تمامي تصميمات سازماني در اين شوراها. بطوركلي مي‌توان محورهاي اصلي مؤسسات و سازمانهاي ژاپني را بدين صورت بيان كرد :«از كاركنان، بوسيله كاركنان وبراي‌كاركنان». در مديريت علوي ، در انتخاب افراد براي پذيرش مسئوليت نهايت دقت و حساسيت صورت مي‌گيرد و پس از انتخاب ، فرد از امنيت شغلي برخوردار است اما اين امنيت شغلي تا زماني است كه فرد در حيطه مسئوليت خويش خطا نكند و از آنچه خدا و فرستادگانش فرموده‌اند تخطّي ننمايند كه در اين صورت از مسئوليت ساقط مي‌شود اما اگر در راستاي فرمان الهي حركت كند نه تنها از امنيت شغلي برخوردار است بلكه از بهترين تشويقها و پاداشها نيز بهره‌مند است.

+ نوشته شده توسط در Wed 14 Mar 2007 و ساعت 10:5 |
آيا مي توان به سوره حمد نگاه مديريتي داشت؟

مسلما آنچه مي توان در اين باره گفت بايد بر اساس تفاسير اين سوره مباركه باشد. برا اين اساس :

ازديدگاه استاد شهيد اين سوره اوّلين سوره‌اي است كه بر پيامبر – صلّي الله وعليه وسلّم - نازل  شده است و مدّعاي خود را بر فحوا و مضامين موجود در سوره  مبرهن مي‌كند  و مي‌فرمايد: اگر سوره‌ي فاتحه از اوّلين آيات نازل شده نباشد،دست كم، اين پنج آيه‌ي اوليّه‌ي سوره‌ي علق كه بر پيامبر– صلّي الله وعليه وسلّم – نازل شده جهت زمينه سازي براي نزول اين سوره‌ي بزرگ بوده است ؛چراكه مضامين اساسي و سرنوشت ساز موجود در سوره(توحيد ربوبيت و الوهيت ،قيامت،عبادت ، استعانت و استهداست.) متن دين است  و اگر بپذيريم كه انسان مسلمان داراي دو شخصيت اجمالي و تفصيلي است ؛ در ابتداي امر اين سوره  شخصيت اجمالي فرد مسلمان را در بر‌گرفته  و جهت تفصيلِ شخصيّت، بايد مخاطب بقيه‌ي سوره‌هاي قرآن بود؛ به گونه‌اي كه تمامي  سوره‌هاي قرآن در تفسير و توضيح اين هفت آيه آمده است و  شخص  مسلمان بايد اهل اين سوره بوده و محتواي آن را درنهاد خود به صورت ملكات ثابت رواني  در‌آورده  وسپس مخاطب بقيه‌ي قرآن شود و شايد به همين جهت است كه روزانه دستِ‌كم هفده بار در نمازهاي يوميّه واجب است خوانده شود؛ چرا كه تكرار مفاهيم به مرور  زمان در نفس انسان سبب ايجاد مقام و استقامت مي‌شود و شايان ذكر است بنا به ديدگاه استاد شهيد تبيين و توضيح اين سوره نخستين درس ضروري براي هر مسلماني است كه به تازگي قدم در وادي معرفت ، توحيد و بندگي خالصانه‌ي الله – جلّ جلاله -  نهاده‌است. 1-نعمت هاي مادّي    2-  نعمت هاي معنوي‌. با ملاحظه‌ي اين امر (رحمان و رحيم بودن خدا در رابطه با انسان ) متوجّه مي‌شويم كه انسان مستعد و نيازمند دريافت مظاهر رحمت (نعمتها) خداست. چرا كه اگر انسان مستعد نباشد،نمي‌شود كه خداوند بالفعل رحيم باشد و انسان كه با رحمان و رحيم بودن خدا در ارتباط است،مبيّن اين است كه همو مستعد تربيت ، آماده‌ي  دريافت مظاهر رحمت و  بهره‌برداري از امكانات و نعمت هاست. انسان عالَمي است  اگر دقيق بدان توجه شود  به وسيله‌ي آن صفات خدا شناخته مي شود چرا كه انسان(خليفه و جانشين خدا) واجد پرتوهايي از صفات كمالي خداوند است تا بتواند كارهاي محوّل شده به خويش ( شكوفا كردن استعدادهاي دروني خود ، تزكيه‌ي نفس و آبادكردن زمين ) را به نحو احسن انجام دهد.(لازمه آن پرداختن و اشنايي با علم مديريت است و چيزي جز مديريت زمان و منابع مادي و انساني نمي تواند ما را در انجام اين امور موفق گرداند)  مَلِك: يعني كسي كه چيزي را در اختيار دارد و با صدور فرمان در آن تصرّف كرده و خود مستقيناً در آن دخل و تصرّفي نمي كند بلكه از طريق ديگران كارها را انجام مي‌دهد.(مديريت:انجام كارها به وسيله ديگران"نظريه پيتر داركر در مورد علم مديريت")معني "يوم الدّين" تنها روز جزا نيست چرا كه تعبيري نارساست ،بلكه روز دريافت جزا از سوي كساني كه به شيوه‌ي خاصّي در برابر فرمانرواي خود خضوع و انقياد داشته‌اند. مالك و ملك بودن خدا در ليست صفاتِ جلالِ خدا قرار مي‌گيرد كه جنبه‌ي كنترل وسيطره را مي‌رساند و اين قيد را دارد كه كنترل كننده‌ي(هدايت و كنترل  كه از فرآيند مديريت است) چگونگيِ استفاده كردن از مظاهر رحمت خدا بوده و محاسبه و محاكمه‌ي  اسان درباره‌ي موضعگيري درست يا نادرست او -نه در زمانِ استفاده‌كردن بلكه بعد از استفاده- از مظاهر رحمت است. . صفاتي كه در ليستِ مالك وملك قرار مي‌گيرد ،كلاً براي تسلّط و كنترلي است كه بعد از استفاده از مظاهر رحمت مطرح مي‌شود و"بنده" به سوي خدا  بازگشته و خدا نيز با مالك و ملك بودنش در سرانجام و سرنوشت وي تصرّفاتي انجام مي‌دهد. براي انجام كارها نياز به امكاناتي هست و موانعي نيز بر سر راه،امكانات بايد تهيّه شده و موانع از سر راه برداشته شود.(از فرآيند بكارگيري منابع تا برنامه ريزي )اگر كسي غير از اين آمِر را جالبِ منفعت و دافعِ ضرر بداند،در اينجا خضوع كامل براي وي(آمِر) صورت نگرفته است و مقداري از آن ،به غير داده شده تا در مواقعي از آنها دفع موانع و تهيّه‌ي امكانات را بخواهد.پس تنها در مواقعي معني خضوع و تذلّل تحقق مي يابد كه همين آمِرِ خود را جالب منافع و دافع مضار بداند و در نتيجه تنها از او بخواهد اين كارها را برايش انجام دهد.باتوجه به تفاسير و نكته هاي بيان شده مي توان اينگونه نتيجه گرفت:كه مسلما نگاه مديريتي به اين سوره مباركه بيهوده نيست و يقينا به عنوان يك منبع بسيار مهم و لايزال براي مديران داراي ارزش بي منتهاست.

+ نوشته شده توسط در Wed 14 Mar 2007 و ساعت 10:0 |

رسيدن به يك هدف آغازي است براي دستيابي به هدف ديگر." جان دیویی"این یعنی بهبود مستمر و کیفیت: به این معنی که هیچگاه در کیفیت و هدف سازمانی که مدیریت کیفیت در آن اجرا میشود توقف وجود ندارد.

Its more important as a manager to be respected than to be popular everyone’s a coach

+ نوشته شده توسط در Wed 14 Mar 2007 و ساعت 9:35 |

Have you ever wondered why some people are successful in business and others are not? Here's a story about one successful businessperson. He started out washing dishes and today he owns 168 restaurants.Zubair Kazi was born in Bhatkal, a small town in southwest India. His dream was to be an airplane pilot, and when he was 16 years old, he learned to fly a small plane.At the age of 23 and with just a little money in his pocket, Mr. Kazi moved to the United States. He hoped to get a job in the airplane industry in California. Instead, he ended up working for a company that rented cars.While Mr. Kazi was working at the car rental company, he frequently ate at a nearby KFC restaurant. To save money on food, he decided to get a job with KFC. For two months, he worked as a cook's assistant. His job was to clean the kitchen and help the cook. 'I didn't like it,' Mr. Kazi says, 'but I always did the best I could.'One day, Mr. Kazi's two co-workers failed to come to work. That day, Mr. Kazi did the work of all three people in the kitchen. This really impressed the owners of the restaurant. A few  months  later , the owners needed a manager for a new restaurant. They gave the job to Mr. Kazi. He worked hard as the manager and soon the restaurant was making a profit.A few years later, Mr. Kazi heard about a restaurant that was losing money. The restaurant was dirty inside and the food was terrible, greasy and undercooked. Mr. Kazi borrowed money from a bank and bought the restaurant. For the first six months, Mr. Kazi worked in the restaurant from 8 a.m. to 10 p.m., seven days a week. He and his wife cleaned up the restaurant, remodeled the front of the building, and improved the cooking. They also tried hard to please the customers. If someone had to wait more than ten minutes for their food, Mrs. Kazi gave them a free soda. Before long the restaurant was making a profit. A year later Mr.Kazi sold his restaurant for a profit. With the money he earned, he bought three more restaurants that were losing money. Again, he cleaned them up, improved the food, and retrained the employees. Before long these restaurants were making a profit, too. Today Mr. Kazi owns 168 restaurants, but he isn't planning to stop there. He's looking for more poorly managed restaurants to buy. 'I love it when I go to buy a restaurant and find it's a mess,' Mr. Kazi says. 'The only way it can go is up

یک بازرگان موفق

آیا تا کنون اندیشیده اید که چرا برخی از افراد در تجارت موفقند و دیگران موفق نیستند؟ در ذیل داستانی است درباره ی یک تاجر موفق. وی با ظرفشویی شروع کرد و اکنون دارای 168 رستوارن می باشد.زبیر کازی در باتکال شهر کوچکی در جنوب غرب هندوستان متولد شد رویا یش این بود که یک خلبان هواپیما شود و وقتی که 16 سال داشت یاد گرفت که هواپیمای کوچکی را به پرواز در آورد در سن 23 سالگی و تنها با کمی پول در جیبش به ایالات متحده نقل مکان کرد آرزو داشت که کالیفرنیا در صنعت هواپیمایی شغلی بدست آورد در عوض سرانجام کارش به کار برای شرکتی ختم شد که اتومبیل کرایه می داد در حین اینکه آقای کازی در شرکت کرایه اتومبیل کار می کرد اغلب در یک رستوران KFC در مجاورتش غذا می خورد برای اینکه برای غذا پولی پس انداز کند تصمیم گرفت که در این رستوران KFC کاری پیدا کند به مدت 2 ماه به عنوان دستیار آشپزی (کمک آشپز) کار کرد کارش تمیز کردن آشپزخانه و کمک به آشپز بود آقای کازی می گوید این کار را دوست نداشتم اما همیشه بهترین کاری را که می توانستم انجام دهم انجام دادم. یک روز دو تا از همکاران آقای کازی نتوانستند به کار بیایند آنروز آقای کازی کار سه نفر را در آشپزخانه انجام داد. این کار واقعا صاحبان رستوران را تحت تاثیر قرار داد. چند ماه بعد صاحبان رستوران برای یک رستوران جدید نیاز به یک مدیر داشتند. این کار را به آقای کازی دادند. وی بعنوان مدیر سخت کار می کرد و بزودی رستوران سود کرد.چند سال بعد درباره رستوارنی شنید که خسارت می داد. داخل رستوران کثیف بود و غذا بسیار بد، چرب و نپخته بود. آقای کازی از یک بانک پول قرض گرفت و رستوران را خرید. برای شش ماه اول آقای کازی از ساعت 8 صبح تا ساعت 10 شب هفت روز هفته کار می کرد. وی و خانمش رستوران را تمیز می کردند به جلو ساختمان مدل جدیدی دادند و آشپزی را بهبود بخشیدند.نیز سخت کوشیدند که مشتریان را راضی کنند. اگر کسی مجبور می شد بیش از دو دقیقه برای غذایش منتظر شود خانم کازی به او یک سودا(آب معدنی) مجانی می داد طولی نکشید که رستوران سود داد.یک سال بعد آقای کازی رستورانش را با منفعت فروخت با پولی که بدست آورد سه رستوران دیگر خرید که ضرر می دادند. دوباره این رستورانها را تمیز کرد، غذا را بهبود بخشید مجددا کارمندان را آموزش داد طولی نکشید که (خیلی زود) این رستورانها هم سود دادند.اکنون آقای کازی مالک 168 رستوران است اما قصد ندارد که در این نقطه توقف کند دنبال خریدن رستورانهای دیگری است که به شکل ضعیف مدیریت می شود (اداره می شود) آقای کازی می گوید عاشق اینم که بروم رستورانی بخرم که آشفته است تنها راهی که می توانم بروم به طرف بالاست.

+ نوشته شده توسط در Sat 10 Mar 2007 و ساعت 11:46 |

مديران كيفيت، كار آفريني وراهبردهاي جديد

 

س. م. م.: كارشناس ارشد مديريت صنعتي، مشاور رئیس جمهور و مدرس دانشگاه

 

احمد زارع مقدم : كارشناس ارشد مديريت دولتي، رئيس امور مالياتي و مدرس دانشگاه

 

م.د:دانشجو 

 

بسم ا.. الرحمن الرحيم

چكيده

   پيتردراكر ميگويد: مديريت و كارآفريني دو رويه يك سكه هستند. هر كارآفريني كه مديريت ندارد و يا مديري كه به نوآوري نپردازد كارش به شكست خواهدانجاميد. در دنياي واقعي تفاوت بين مديريت و كــــــارآفريني بي معناست.هر سازماني كه كارآفريني را از مديريت جدا بداند به زودي در ميان همگنان جايي نخواهد داشت.

    براي بكارگيري تكنيك ها و سبكهاي مديريتي نياز به ساختاري مي باشد كه نظام حرفه اي مديريت در آن ساختار به چشم بخورد.اين در حاليست كه برخي مناديان مديريت در كشور فارغ ازهرگونه چارچوب و مشخصه اي كه اين نظام را پديد آورده باشد سعي در اجراي مديريت كيفيت دارند كه پس از بومي سازي و اجراي آن در اين ميان بعيد به نظر نمي رسد كه مديريت كيفيت نيز معاني و مفاهيم جديدي پيدا كند. بطور نمونه شركت پست جمهوري اسلامي ايران كه هنوز در بكارگيري مديريت علمي نيز حرفي براي گفتن ندارد در پي بكارگيري روشهايي است كه با هزينه بسيار بالا نام تنها شركت دولتي پست جهان را به عنوان دارنده مديريت كيفيت يدك بكشد. هرچند در اين راستا بايد مديريت كيفيت را از ابتداي راه با دوشاخه مجزاي دولتي و خصوصي مطرح نمود ليكن در جايي كه دولت به عنوان ابرقدرت اقتصادي )درجامعه اقتصاد دولتي) و با استفاده از رانتهاي استفاده علمي بصورت بسيار ارزان از دانشگاههاي خود در مديريت داراي مشكلات عديده باشد هيچ جاي سرزنش بخش خصوصي در بگارگيري مديريت علمي وجود ندارد.گذشته از چندين شركت خصوصي در كشور كه در زمينه مديريت حرفهايي براي گفتن دارند بعيد به نظر ميرسد در بسياري از شركتهاي خصوصي حتي قواعد اوليه مديريت رعايت شود.

   دولت بعنوان حامي اصلي كارآفرين در حالي  خود را مشوق كارآفرينان ميداند كه هنوز بستر لازم را براي اصلي ترين مقوله كارآفريني يعني مديريت و اصلاح آن ايجاد نكرده است. بنا به گزارش اداره كسب و كارهاي كوچك در آمريكا(SBA) بيش از50% كسب و كارهاي كوچك در سالهاي اول با شكست روبرو شده و 90% آنها در 5 سال اول از بين ميرود. علت چيست؟ تحقيقات در اين كشور نشان داده كه عدم آشنايي با اصول مديريت و كسب و كار يكي از دلايل مهم اين شكست ها است كه دوره هاي آموزشي كارآفريني درصد شكست طرح را تا 18%كاهش ميدهد. براي كارآفرينان ايراني نيز اخيرا اين دوره ها برگزار شده و ميشود تا شايد ما نيز به همان18% كاهش خطر شكست نزديك شويم. اما آيا ميتوان صرفا با برگزاري دوره هايي كه حتي مجري آن قواعد اوليه مديريت كيفيت را رعايت نمي كند اين نرخ را حتي به 10% رساند؟ جواب اين سئوال و سئوالهاي ديگردر رابطه با كارآفريني و مديريت كيفيت به اجراي صحيح مديريت علمي در كشور برميگردد تا همه چيزبه صورت علمي برروي كاغذ پياده شده و در مورد آن بحث شود. در تحقيقات ميداني كه در يكي از بزرگترين شركتهاي نساجي ايران در كاشان انجام شد به اين نكته اشاره شده است كه متاسفانه سازماني كه بيش از 40 سال تجربه كاري و مديريتي را پشت سر ميگذارد هنوز در بكارگيري و اجراي اوليه مديريت علمي ناتوان و بسيار ضعيف عمل نموده است در اينجا اين نكته جاي تامل دارد كه چگونه مي توان مديريت كيفيت را در اين سازمان كه براي صادرات كالا و ادامه حيات خود نياز به رعايت استانداردهايي  دارد كه در لواي مديريت كيفيت به دست مي آيد اجرا نمود.؟ آيا ميتوان توقع داشت كه كارآفريناني كه بدون پيش بيني و درك درست از بازار كار اقدام به كارافريني مي كنند در همان اولين روزهاي تشكيل بنگاه شكست را تجربه نكنند؟مديريت كيفيت چيست؟كارآفريني چيست؟چرا بازار رقابتي در قرن21 اهميت مديريت كيفيت را بيش از پيش گوشزد ميكند ؟چه اتفاقاتي افتاده است تا كارافريني بدون مديريت كيفيت امكان حيات نداشته باشد ؟ اين سئوالات و دهها سئوال ديگر در اين چارچوب جوابي نخواهد داشت جز آنكه نياز مديران در توجه به مديريت كيفيت را در عرصه سازمان گوشزد كند.ما در اين مقاله سعي كرديم ضمن بيان كليات و ارتباط مديريت كيفيت و كارآفريني بطور خلاصه به آن بپردازيم.اميداست مفيد واقع گرددبزودی و پس از انتخاب مقالات برگزدیده در کنفرانس بین المللی مدیران کیفیت ادامه مطلب نوشته خواهد شد.

+ نوشته شده توسط در Thu 8 Mar 2007 و ساعت 21:36 |

 بر پايه  باورها و اعتقادت خود و تحقيق و جمع آوري اطلاعات علمي و تجربي و عيني  بر آن شدم تا تحقيق يا مقاله اي در مورد مديريت اسلامي ارائه دهم. شايد با نوشتن و ارائه آن  به چندين هدف برسيم.در اين راستا لازم ميدانم به اطلاع خواننده عزيز برسانم ريشه باور و اعتقاد اينجانب به ولايت و رهبري جامعه اسلامي نه از روي تكرار مكررات و تبليغات جامعه هاي  به اصطلاح دين محور و نه از روي كسب دين پدر بوده است بلكه با مطالعه و تحليل گفتارهاي انديشمندان و صاحب نظران بزرگي چون تيلور، رابينز و وبر و... و مقايسه آن با گفتارهاي حكيمانه و عالمانه حضرت علي عليه السلام پيشوا و مدير و رهبر بي همتاي دنيا به دست آمده است. آنچه مسلم است آنست است كه علي عليه السلام يك مدير قادر و بي نظير در مديريت اسلامي است. ايشان در دوران كوتاه خلافت و رهبري بر جامعه مسلمين توانست بزرگترين كارها و الگوهاي مديريتي را از خود بجاي گذارد تا جامعه بدون هيچ تنش و استرسي فقط اقدام به كپي برداري از سبك مديريت ايشان نموده و راه نجات بشريت از اين عالم خاكي را گم نكند.  در اين برگ سبزاز اين به بعد بجاي اصطلاح حكومت از واژه مدير و مديريت استفاده خواهيم نمود تا اولا مبحث تئوريهاي مديريت و فرمايشات مديريتي آن حضرت قابل لمس تر باشد و هم از اصطلاح حكومت كه چندان در اذهان وجه خوبي ندارد استفاده نشود.البته آنچه مسلم و بديهي است اينست كه دستورات و فرمايشات مديريتي آن حضرت كه بر اساس علم  نيز بوده است براي همگان قابل پذيرش است و در تاييد اين تزها و دستورات مديريتي جاي هيچ شك و شبه اي نيست. هرچند در اجراي آن مشكلات زيادي به چشم بخورد. كه مسلما اين نشان دهنده ضعف انسان عادي در اجراي عدالت و گسترش آن در جامعه مي باشد.و بي شك اجراي اين برنامه ها نياز به مديري از همين سرشت دارد كه كسي نخواهد بود جز حضرت ابا صالح المهدي عج. قبل از هر چيز بيان اين نكته جهت اطلاع و يادآوري خالي از لطف نيست كه در دوران مديريت آن حضرت در كل سرزمين تحت فرمان وي احدي گرسنه نماند. چه كسي و يا چه مديري ميتواند اين اصل مديريتي(عدالت) را به اين حد اجرا نمايد؟ آنهم در حد يك جامعه بزرگ با گرايشات مذهبي و قومي قبيله اي متفاوت.هرچند قابل درك است كه مديران جوامع امروزي حتي در يك سازمان كوچك نيز نمي توانند عدالت را به اين حد اجرا كنند.علي عليه السلام تنها يك شخصيت مذهبي نبود ايشان انديشمند و عالم ومشرف به علوم مختلف بودند. ايشان به محض قبول مديريت اقدام به عزل مديران نالايق و نصب مديران مومن و متعهد(بر اساس شايسته سالاري) نمودند و اولين گام را براي اصلاح جامعه از اصلاح مديريت ممالك اسلامي برداشتند. و برنامه و اهداف و صدور احكام را در چارچوب نامه ها به صورت ابلاغيه اي محكم و بدون تخفبف به مديران ارشد اعلام نمودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در Thu 8 Mar 2007 و ساعت 20:11 |
سلام.شب همگی بخیر.

از امشب تصمیم دارم یک وبلاگ داشته باشم و در اون وبلاگ کار کنم.پس از همینجا شروع میکنم و با این جمله: من سعی نمی کنم من تصمیم گرفتم.!!!!

Trying is just a noisy way of not doing something

+ نوشته شده توسط در Wed 7 Mar 2007 و ساعت 23:58 |


Powered By
BLOGFA.COM