تبليغاتX
مدیریت"علم دانستن،هنر توانستن"

مدیریت"علم دانستن،هنر توانستن"

میوه در انتهای کمال می افتد و برگ در انتهای زوال. بنگر که چگونه می افتی چون سیبی سرخ یا برگی زرد؟

مدیریت از نقطه صفر

روش و نظام فکری مدیریت از نقطه صفر، تنها یکی از راه‌کارها و ابزارها برای تعالی بخشیدن به سازمان از طریق مدیریت است. مدیریت از نقطه صفر، در هر موقعیتی، تعریف خاص خود را داراست، لیکن با توجه به محتوای کلی موقعیت‌ها، مدیریت از نقطه صفر، محملی است که مدیر با علم به نتیجه عمل‌کردهای گذشته، روش‌ها و پیش‌فرض‌های غلط قبلی را زیر پا می‌گذارد. با تعاریفی نو و صحیح‌تر از دو مؤلفه موفقیت و شکست، از نقطه صفر شروع می‌کند.

اما نقطه صفر کجاست؟ نقطه صفر، محدوده مشخصی ندارد. در واقع، حرکت از نقطه صفر، یعنی: شروعی دوباره با اندیشه‌ای نو. ابزارهای مدیریت از نقطه صفر کدامند؟ تحلیل موقعیت، اصلاح تعاریف علمی موفقیت و شکست موقعیت و ویژگی‌های یاری‌دهنده مدیریت از نقطه صفر، از جمله این ابزارها هستند. تحلیل موقعیت یعنی: بررسی و تحلیل یک موقعیت خاص، با توجه به پیچیدگی‌های هر موقعیت خاص، لیکن انتخاب دیدگاه‌ مناسب برای تحلیل صحیح و سریع هر موقعیت شرط اولیه و لازم است. اصلاح تعاریف علمی موفقیت و شکست موقعیت، یعنی: پس از تحلیل موقعیت در نقطه صفر، کنکاش در هدف‌ها، برنامه‌ها، راهبردها، عمل‌کردها و عوامل مؤثر در موفقیت و شکست، به شناختی عینی‌تر و تعریفی دقیق‌تر از موفقیت و شکست می‌رسیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 23 Sep 2011ساعت 17:3  توسط   | 

معرفی سایت اطلاعات بانک جهانی

شاید برایتان بسیار پیش آمده که به دنبال شاخص های خاصی از کشورهای مختلف در سالهای متفاوت باشید مثلا بخواهید بدانید تولید ناخالص داخلی کشور آلمان در سال ۱۹۹۸ چقدر بوده و این شاخص را با کشور ایتالیا در همان سال مقایسه کنید در این صورت سایت اطلاعات یا داده های بانک جهانیبسیار به شما کمک میکند.

در این سایت شما میتوانید انواع شاخص های اقتصادی ( تولید ناخالص داخلی- بیکاری- فقر- کشاورزی - واردات - صادرات - سرمایه گذاری و......) ، اجتماعی ( ارتباطات و جمعیت و..) ، بهداشت و محیط زیست  که بالغ بر ۸۶۹ شاخص است برای تقریبا ۲۰۰ کشور دنیا طی دوره ۴۹ سال را ببینید. یکی از امکانات بسیار جالب این سایت امکان مقایسه کشورها با هم است که شما با ورود به این قسمت  میتوانید با انتخاب کشورهای مورد نظر - شاخصها و سال آمار کشورهای مختلف را ببینید و مقایسه کنید و فایل آن را به صورت اکسل دانلود کنید.

این فقط قسمتی از امکانات این سایت بود برای آشنایی بیشتر میتوانید به آدرس زیر مراجعه و از نزدیک این امکانات را مشاهده کنید. آدرس این سایت: www.data.worldbank.org

سی دی این سایت نیز به اسم نرم افزار WDI موجود است که شما میتوانید بدون داشتن اینترنت از اطلاعات بخش DATA BANK استفاده کنید.

منبع:منبع

+ نوشته شده در  Fri 21 Jan 2011ساعت 16:59  توسط   | 

ایمنی و بهداشت کار

ايمني تنها مسئوليت مديريت ، افسر ايمني و يا يك فرد بخصوص نيست بلكه مسئوليت يكايك افرادي است كه در يك شركت يا كارخانه كار ميكنند ، كه مواضب ايمني خود و ديگران و همچنين ايمني تاسيسات باشند .ولي مديريت بايستي از هر فرصتي استفاده كند تا فرهنگ ايمني را ترويج داده و حدالامكان محل كار پرسنل عملياتي و خود پرسنل را در برابر حوادث احتمالي ايمن نمايد و اطمينان يابد كه كليه افراد و مسئولان ايمني مقررات را رعايت و اصول ايمني را به كار ميبرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 19 Jan 2011ساعت 18:59  توسط   | 

امنيت شغلي با رويكرد ايمني و سلامت و نقش آن در نگهداري كاركنان سازمان

+ نوشته شده در  Wed 19 Jan 2011ساعت 18:10  توسط   | 

مدل 7s مک کینزی چیست؟

 

مقاله ای کامل در این خصوص را در لینک زیر بخوانید.

مدل 7s مک کینزی یکی از 10 ابزار و مفهوم کلیدی مدیریت است.

مدل 7s مک کینزی چیست؟

+ نوشته شده در  Mon 17 Jan 2011ساعت 18:37  توسط   | 

كنگره ايمني و بهداشت

نوزدهمين كنگره ايمني و بهداشت كار، كه از سال 1955 هر سه سال يك بار سازماندهي‌ شده است، در سال 2011 در تركيه برگزار خواهد شد. نخستين كنگره در رم و آخرين آن در سال 2008 در سئول برگزار شد. كنگره، كه براي تمام شركت‌ كنندگان فرصت تبادل اطلاعات و آفرينش انديشه‌هاي نو براي پيشگيري از بيماري‌هاي و حوادث كاري فراهم مي‌آورد، بزرگترين رويداد در اين زمينه است.

هدف كنگره

هدف كنگره‌ي جهاني تضمين فرصت براي تبادل اطلاعات نو در باره ي بهداشت و ايمني شغلي در ميان افراد مربوطه با هدف افرينش فرهنگ پيشگيري در سطح جهاني است.

هدف كساني كه در كنگره‌ي جهاني شركت مي‌كنندكسب ايده‌اي در اين باره است كه چگونه روابط بين دولت‌ها، كارفرمايان، سازمان‌هاي غيردولتي، نمايندگان كارفرمايان، كارگران و سازمان‌هاي آنان و حرفه‌اي‌هاي بهداشت و ايمني كار ارتقاء‌ يابد تا اسيب‌هاي و بيماري‌هاي ناشي از كار در سراسر جهان حذف شود. همچنين انتظار مي‌رود كه كنشگران بهداشت و ايمني شغلي اطلاعاتي در مورد ايده‌هاي عملي كسب كنند كه بتواند بي‌درنگ تصويب شده و به عمل درآيد.

مخاطبان هدف

كنگره‌ي جهاني ايمني و بهداشت كار به كساني ارتباط مي‌يابد كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم با ايمني و بهداشت كار سروكار دارند:

مهندسان و تكنيسين‌هاي بهداشت و ايمني‌ شغلي

مقامات ارشد دولتي، تصميم‌سازان ارشد، مديران بالا، رهبران بازار، پزشكان كار و پزشكان محيط كار و كساني كه در عرصه‌ي بهداشت كار خدمت مي‌كنند.

بازرسان كار، بازرسان فني كارخانه.

مربيان و آموزگاران و افراد مرتبط با تربيت و آموزش.

كارگران و نمايندگان آنان.

كارفرمايان و نمايندگان آنان.

تصميم‌سازان در بخش تأمين اجتماعي و بخش دولتي.

مؤسسات خصوصي و عمومي.

مؤسسات منطقه‌اي و بين‌المللي.

توليد‌كنندگان و صادركنندگان.

كارشناسان روابط عمومي و ارتباطات.

نمايندگان رسانه و روزنامه‌نگاران.

سازمان دهندگان كنگره‌ي جهاني بهداشت و ايمني شغلي

در مرحله‌ي مقدماتي كنگره جهاني بهداشت و ايمني شغلي سازمان‌هاي زير با يكديگر همكاري نزديك دارند:

سازمان بين‌المللي كار

انجمن بين‌المللي تأمين اجتماعي

مؤسسه مسؤل بهداشت و ايمني شغلي در كشور ميزبان

+ نوشته شده در  Tue 21 Dec 2010ساعت 16:51  توسط   | 

ايمني:

در تعريف علمی ايمنی آمده: در واقع شرايطی است که دارای پتانسيل رساندن آسيب به کارکنان، تجهيزات و ساختمان ها، از بين بردن مواد يا کاهش کارايی در اجراي يک وظيفه از پيش تعيين شده مي‌باشد. مهندسی ايمنی مقررات يا نظامی است که براي کاهش وقوع حوادث از طريق حذف يا کنترل خطر بکار ميرود که از جمله فعاليت های آنان مديريت خطر ، پيشگيری از خطرات و کنترل آنهاست. از اين رو می تواند کمک شايان توجهی به بهبود مديريت در هر محيط صنعتي داشته باشد. همانگونه که يک مدير برای بهره وری و سود آوری مسئوليتی سنگين دارد در مورد ايمنی و بهداشت نيز چنين وضعيتی صادق است . مديريت، زمانی می تواند ايمن عمل کند که : برنامه ريزی ايمنی ، سازماندهي ايمنی ، هدايت برنامه‌های ايمنی را انجام داده و کنترل عملکرد ها را به خوبي به نتيجه ای مثبت مبدل کند. امروزه مديران به خوبي ميدانند، کارکنان زماني ثمر بخش و دارای حضوری فعال هستند که از سلامت جسمانی و روانی و به واقع ايمنی به معنای محافظت از آسيب های محيط کار برخوردار باشند به همين دليل مديران آينده نگر حامی برنامه های پيشرفت بهداشت و ايمنی هستند ، از اين گذشته به دليل ملاحظات قانوني تمام سازمانها موظف به مراقبت بهداشت و ايمنی کارکنان هستند که البته مزايای رعايت اصول بهداشت و ايمنی متوجه دو گروه کارگر و کارفرما می شود.

 وظيفه مدير در اين زمينه اين است که عوامل ايمنی محيط را که در کم کردن حوادث موثرند به نحو مطلوب شناسايی کرده و بستر لازم جهت اعمال موقعيت ايمن را فراهم سازد در اين صورت مديريت، ارزش حفاظت صنعتي را شناخته است. در دايره المعارف سازمان بين الملل کار حادثه چنين تعريف شده : حادثه عبارتست از يک اتفاق پيش بينی نشده و خارج از انتظار که سبب صدمه و آسيب می شود. حوادث معمولا نتيجه شرايط عمليات نامطمئن و ناايمن است شامل استفاده از تجهيزات غير مجهز، محيط پر خطر و البته در موارد بسياری خطا و سهل انگاری انسان ، حوادث را به روش های مختلفی می‌توان طبقه بندی کرد :

 1.  بر حسب افراد به وجود آورده مانند مدير ، کارگر

 2. بر حسب علت وقوع حادثه مانند انفجار ، آتش سوزی يا ماشين آلات ترابری

 3. بر حسب کيفيت عمل به وجود آورنده حادثه مانند عدم احتياط لازم ، برداشتن حفاظ از روی دستگاه

 4.  بر حسب شرايط محيط مانند : عدم روشنايی کافی ، سر و صدا و . . .

 اما به طرق مختلفی نيز می توان از بروز حوادث جلوگيری کرد :

 1.  وضع مقرراتی قانونی

 2.  تحقيقات پزشکی

 3.  ايجاد موقعيتی ايمن به لحاظ علمی (تعيين اصول و ميزان ها)

 4.  بازرسی

5.  آموزش و . . .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 8 Dec 2010ساعت 16:10  توسط   | 

دانشگاه تهران

تاسیس

فکر تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۰۵ خورشیدی توسط دکتر سنک نماینده مجلس نخستین بار پدیدار شد. در نامه‌ای به وزیر معارف درباره اقدام به تاسیس دانشگاه محمد تدین پاسخ داد:

« راجع به اونیورسیته که آن را می‌توانیم دارالعلوم بگوییم کمال علاقه را دارم و مشغول تهیه لوازم مقدمات آن هستم. نظر من این است که در یک فضای وسیعی که شاید ۸۰ تا ۱۰۰ هزار ذرع مربع وسعت داشته باشد، بنایی ساخته شود که شعب علوم و فنون در آنجا تاسیس گردد.

وزیر دربار وقت، عبدالحسین تیمورتاش، از طرف رضا شاه، دکتر عیسی صدیق (صدیق اعلم) را مامور کرد تا در سال ۱۳۱۰ خورشیدی به ایالات متحده آمریکا سفر کرده و پس از مطالعه در «تاسیسات علمی دنیای جدید»، طرحی برای تاسیس دانشگاه در کشور به دولت تقدیم نماید.[۳] طرح دکتر صدیق مورد مورد قبول کفالت وزارت معارف وقت، علی اصغر حکمت، قرار گرفت و سر انجام با پیگیری ایشان، دکتر علی‌اصغر حکمت، دکتر محمود حسابی و دیگران، سرانجام دانشگاه تهران در هشتم خرداد ماه ۱۳۱۳ به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

مهدی خزعلی به هنگام نقل خاطره دیدارش از دکتر حسابی چنین نقل می کند: جهت تاسیس دانشگاه تهران با وساطت یکی از دوستان وقت ملاقاتی از وزیر معارف وقت گرفتم، پس از توضیح طرح، وزیر معارف از من پرسید: «دانشگاه بسازید که چه بشود؟» من عرض کردم: «دکتر و مهندس‌ها که برای تحصیل به فرنگ می روند را در مملکت خودمان تربیت کنیم.» و او پاسخ داد: «تربیت دکتر و مهندس برای ما صد سال زود است.»

متاثر از کوته فکری وزیر معارف از دفتر وزیر خارج شدم، دوستی که آزردگی مرا دید برای تسلی خاطر گفت من می توانم از رضا شاه برایت وقت ملاقات بگیرم. وقت ملاقات با رضا شاه تعیین شد، برای او طرح تاسیس دانشگاه تهران را شرح دادم، و شاه پرسید «که چه شود؟» عرض کردم، به جای آنکه جوانان ما به فرنگ بروند در مملکت خودمان دکتر و مهندس آموزش دهیم و رضا شاه باز پرسید «که چه شود؟» و عرض کردم: «این جاده‌ها و راه آهن را آلمان‌ها می سازند مهندسین خودمان بسازند و ...» شاه بسیار استقبال کرد و گفت بروید طرحتان را بنویسید به مجلس می گویم رای بدهد! و من از همان شب شروع به نگارش طرح دانشگاه کردم. فردای آن روز از دربار به در خانه ام آمدند، تعجب کردم که با من چه کار دارند، دیدم یکصد هزار تومان پول فرستاده اند که اعلیحضرت فرموده اند، کارتان را شروع کنید و طرح تان را نیز بنویسید. این همان مبلغ خرید زمین دانشگاه تهران بود و کار ساخت و ساز همزمان با نوشتن طرح آغاز شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 9 May 2010ساعت 23:44  توسط   | 

مزرعه حیوانات "قلعه حیوانات"

خوب مدتهاست که اینجا را سکوت فراگرفته که دلایل متعددی دارد که هرکدام به نحوی نوعی توجیه(؟) است.بگذریم.

دو شب است که نتوانسته ایم ایمیلمان را چک کنیم. تحجر و ظلم و جنایت از سر و کولشان می بارد

سعی کردیم درباره هیچکدام بحثی نکینم اما از انجایی که به شدت نسبت به بسته بودن ایمیل ها ناراضی هستم و به شدت از سیستم حاکمه متنفر لذا برای ارامش امشب رو به کتاب زیبایی اوردم که قبلا خوانده ام و انرا مجددا خواندم همه شما شاید با این کتاب اشنایی دارید لذا جهت ترویج و گسترش لینک  مربوطه که دقیقا با انقلاب و اتفاقات قبل و فعلی کشورمان همخوانی دارد لینک این کتاب را جهت مطالعه دوستان میگذارم و پیشنهاد می کنم هروقت فراغت حاصل شد حتما به مطالعه ان بپردازید که بسیار ارمش دهنده و مفرح است.

مزرعه حیوانات نوشته جورج اورول

+ نوشته شده در  Thu 5 Nov 2009ساعت 21:50  توسط   | 

آزادی بیان

"... (مدذع)":

در ایران آزادی بیان بطور مطلق وجود دارد.

+ نوشته شده در  Sat 1 Aug 2009ساعت 19:1  توسط   | 

هفت علت مهمی که همیشه مانع خلاقیت شماست!!!

هفت علت مهمی که همیشه مانع خلاقیت شماست!!!

آیا تا به حال در شرایطی بوده اید که به خودتان بگویید «من هر چه قدر تلاش کنم باز هم موفق نخواهم شد؟» وقتی همیشه با وجود تلاش فراوان شکست بخورید یعنی یک جای کارتان از ریشه خراب است. یکی از این «جا های کار» قوه خلاقیت است! اگر در هر کاری هیچ خلاقیتی از خود نشان ندهید در آن کار موفق نخواهید بود.هر عنوانی که داشته باشید (خصوصآ وبلاگ نویس) در کارتان به خلاقیت نیاز دارید پس منتظر معجزه نباشید و از همین حالا با همین مطلب دوران خلاقیت و موفقیت در زندگی تان را شروع کنید ، روی علت های زیر دقیق فکر کنید. هر کدام که راجع به شما صادق است را به خاطر بسپارید و در طی زمان مرحله به مرحله راه حل های آن را کشف کرده و سعی کنید حلش کنید.

علت ۱: شما به کار خود علاقه ندارید.

این مشکل را خیلی از افراد دارند. همیشه دوست داشته اید طراح اتومبیل شوید اما چشم به هم زده اید و می بینید آن چه دارید فوق لیسانس مهندسی نساجی است و نزدیک سی سال سن!خوب در این شرایط نمی شود انتظار داشت شما صبح به صبح با ایده های نابی در رابطه با نساجی از خواب برخیزید و با شوق و ذوق سر کار روید. از من انتظار نداشته باشید راه حل دقیق را جلوی پای شما بگذارم چون هیچ کس به خوبی خودتان نمی تواند برای آینده تصمیم گیری کند اما در این حد بگویم که یا باید سراغ طراحی اتومبیل بروید یا باید به نساجی علاقه مند شوید.

«من حتی یک روز هم در زندگی ام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.» (ادیسون)

علت۲: شما امور مهم از غیر مهم را به خوبی تشخیص نمی دهید.

در این رابطه قبلآ یک بار بحث کرده ایم. مشغول بودن به معنی مفید بودن نیست. اینکه شما از شش صبح تا نه شب سر کار هستید تضمینی برای موفقیت شما نیست. وقتی ساعت کاری تان به بحث راجع به فوتبال و ناهار و نماز و جوک و اسم ام اس و بلوتوث و… خلاصه می شود نتیجه هم مشخص است. موقعی انتظار نتیجه خوب داشته باشید که واقعآ کار کنید. حتی اگر یک ساعت کار مفید انجام دهید نتیجه آن را خواهید دید اما صرفآ سر کار رفتن نتیجه خوب به همراه نخواهد داشت.مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست، کار واقعی وقتی مشخص می‌شود که نتیجه خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیزهایی از قبیل برنامه‌ریزی، هماهنگی، ذکاوت، شجاعت و… لازم است.

(با تظاهر کردن چیزی درست نمی‌شود.ادیسون) 

علت۳: شما خیلی زود دلسرد می شوید.

امروز با شوق و ذوق راجع به ایده جدید تان با همه بحث می کنید و فردا به همه می گویید« ایده مسخره ای بود فایده نداشت ، یه فکر دیگه کردم...در این حالت یا راه درست فکر کردن و تصمیم گرفتن را بلد نیستید یا زود دلسرد می شوید. به جای اینکه هر روز یک ایده جدید بدهید ماهی یک ایده را عملی کنید. از میان فکر های تان  بهترین را انتخاب کنید و روی آن وقت بگذارید و با پشتکار جلو بروید.

(من هزاران بار شکست نخوردم! بلکه هزاران راهی را یاد گرفتم که به درست شدن یک لامپ ختم نمی شد.ادیسون) 

علت۴: شما اشتباهات خود را زود فراموش می کنید

همه ما اشتباه می کنیم ، هیچ شک و ایرادی هم به این وارد نیست و این کاملآ طبیعت انسان است. اما اینکه هر دفعه اشتباه قبلی تان را از یاد ببرید  و دوباره آن را تکرار کنید به هیچ وجه قابل قبول نیست. وقتی اشتباهی می کنید به خود بگویید این برایم درس خوبی شد که دیگه هرگز این اشتباه را تکرار نکنم و این را به خاطر بسپارید.

علت۵: شما به کار کردن عادت ندارید.

اگر همیشه عادت داشته اید از نه صبح تا پنج عصر بنشینید پشت میز و امضا یا مهر بزنید انتظار نداشته باشید در کار جدید تان خلاقیت فوق العاده ای داشته باشید. یک شبه هیچ چیز عوض نخواهد شد پس فقط به کاری که می کنید ایمان داشته باشید و با پشتکار و صبر جلو بروید.

 (صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.ادیسون)

 

علت۶: شما وقفه زیادی بین کار ها می اندازید.

اصلآ و ابدآ مشکلی با یک استراحت و تفریح به موقع نیست اما باید همیشه به یاد داشته باشید چه موقع هر چیزی کافی است و برای انجام دادن آن چه به نفع تان است اراده داشته باشید.

 

علت۷: شما شیوه زندگی نا سالمی دارید.

Lifestyle یا «شیوه زندگی» و Healthy یا «سالم» از جمله کلماتی است که ایرانی ها عمومآ به کار نمی برند و حتی یه جورایی  معادل دقیقی هم برای آنها در فارسی نداریم چون معنی ای که Lifestyle یا Healthy در انگلیسی می دهد عینآ همان مفهوم در کلمات «شیوه زندگی» و «سالم» را نمی رساند. منظورم اینجا از شیوه زندگی نا سالم چیه؟ این که شب مسواک نزده (باور کنید!) جلوی تلویزیون روشن خوابتان ببره و صبح با صدای زنگ وحشتناک ساعت تان از خواب بپرید و صبحانه نخورده در حالی که لی لی کنان در حالی که سعی دارید همین طور که می دوید بند کفشتان را هم ببندید از خانه بیرون بزنید! باور بکنید یا نه «شیوه زندگی» یکی از مهم ترین عوامل موفقیت شماست. پس به زندگی تان نظم و ترتیب دهید و آن را درست مدیریت کنید.

 

+ نوشته شده در  Sun 10 May 2009ساعت 20:23  توسط   | 

دوصد

دوصد گفته چون نیم کردار نیست

+ نوشته شده در  Sun 10 May 2009ساعت 15:26  توسط   | 

تعيين فرصتهاي هر يك از انواع جهانگردي بر شاخص هاي امنيت ملي قسمت2

برداشته شد

+ نوشته شده در  Sun 10 May 2009ساعت 15:24  توسط   | 

تعيين فرصتهاي هر يك از انواع جهانگردي بر شاخص هاي امنيت ملي

هدف تحقيق: تعيين فرصتهاي هر يك از انواع جهانگردي بر شاخص هاي امنيت ملي و تعيين نوع يا تركيبي از جهانگردي در ايران با توجه به فرصتهاي ايجاد شده توسط جهانگردي براي امنيت ملي.

روش تحقيق: در اين تحقيق از روش زمينه يابي با هدف هاي توصيفي و اكتشافي استفاده شده است. طي ان در ابتدا اطلاعات موجود در كليه مراكز وسازمانهاي مربوطه مورد بررسي قرار گرفت وسپس با استفاده از مصاحبه و پرسشنامه اطلاعات جمع آوري و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. جامعه اماري اين پژوهش به 5 زير جامعه آماري تقسيم مي شود كه عبارتند از: 1- اعضاي هيئت علمي، مدرسين، محققين و دانشجويان ورودي 79-80 دانشگاه عالي دفاع ملي ارتش جمهوري اسلامي ايران كه در حدود 115 نفر بودند. 2- اعضاي هيئت علمي، مدرسين، محققين پژوهشكده دفاعي دانشگاه امام حسين (ع) كه تعداد انان 55 نفر بود. 3- كارشناسان و مسئولين امور جهانگردي سازمان ايرانگردي و جهانگردي وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران ه حدود 90 نفر بودند. 4- كارشناسان و مدرسين موسسه آموزشي ايرانگردي و جهانگردي بنياد مستضعفان كه تعداد انان 25 نفر بود. و 5- كارشناسان و مسئولين اجرايي معاونت سياحتي بنياد مستضعفان كه حدود 45 نفر بودند.

نمونه گيري در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول با توجه به ماهيت تخصصي بودن موضوع، افرادي كه داراي سابقه اي چند ساله بودند انتخاب شدند. در مرحله دوم از جدول اعداد تصادفي براي مشخص كردن اسامي افراد جهت توزيع پرسشنامه استفاده شد. روايي محتواي پرسشنامه توسط صاحبنظران در مصاحبه تاييد گرديد . اعتبار پرسشنامه با تكنيك هاي ضريب همبستگي اسپيرمن و آلفاي كرونباخ به دست امد و همچنين براي تحليل وابستگي يا عدم وابستگي پاسخ دهندگان به سوالات تحقيق از معيار رتبه اي كروسكال واليس استفاده شد. ضريب آلفاي كرونباخ براي سوال هاي فرهنگي اجتماعي، سياسي نظامي، و اقتصادي به ترتيب برابر با 973/0، 98/0، و 978/0 بدست امد كه نتايج حاصله اعتبار و روايي پرسشنامه را تاييد مي كند. به منظور بررسي و تجزيه و تحليل اطلاعات خام بدست امده از پرسشنامه ها از آمار توصيفي و استنباطي استفاده شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 8 Apr 2009ساعت 21:25  توسط   | 

جايزه ملي مديريت پيشرفت ايران EFQM (هفت سين پيشرفت)

چكيده

 سازمانهاي در حال توسعه و پيشرفت، نياز به الگوها، استانداردها و‌ مدل هاي مختلفي دارند كه آنها را در اين مسير هدايت كنند. اين مهم است كه نه تنها نبودن الگوهاي مناسب موجب انحراف سازمانها و به هدر رفتن منابع آنها مي شود، بلكه انتخاب الگوهاي نادرست يا فقط كپي برداري از الگوهاي خارجي نيز موجب انحراف از مسير پيشرفت خواهد شد و سازمانها را به كجراهه مي كشاند.

در اين مقاله به استناد شناخت مولف از زير ساخت هاي فرهنگي، صنعتي كشورمان و ضرورتها (بايد و نبايدها)‌ي پيش روي سازمانها، مدلي معرفي شده است كه براساس مطالعه‌هاي دقيق، روي: مدل ها، استانداردهاي موجود داخلي و خارجي و نيز كسب حدود 3 دهه تجربه ها درامور اجرايي، مشاوره، آموزش، مميزي و ارزيابي در سازمان هاي مختلف است.

مدل جايزه ملي مديريت پيشرفت (هفت سين پيشرفت) كه توسط طراح مدل (نويسنده مقاله) طرح ريزي شده است نه تنها شرايط سازمانها را در مسير سرآمدي مشخص مي كند بلكه در تشكيل، تثبيت و ارتقاي زير ساخت‌هاي سازمانها بسيار موثر است.

مدل هفت سين پيشرفت، با استفاده از اطلاعات و تجربه‌هاي كسب شده از استانداردهاي IMS، تكنيك ها مثل 5S، مدل هايي مثل EFQM و نيز بر مبناي زير ساختهاي فرهنگي و اجتماعي كشورمان (هفت سين پيشرفت) طراحي شده است.

انتخاب هفت سين پيشرفت، آن است كه اين مدل داراي هفت معيار اصلي و هر معيار اصلي، داراي هفت معيار فرعي وهر معيار فرعي، داراي هفت نكته راهنما است.

....

اين مدل براي تمامي سازمانهاي: توليدي و خدماتي، دولتي و خصوصي، صنعتي و خدماتي، كوچك و متوسط و بزرگ و ... قابل اجرا و بهره برداري است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 6 Mar 2009ساعت 19:46  توسط   | 

مشاغل

مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است!

سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید !

حسابدار: کسی است که قیمت همه چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند !

بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می‏شود آن را می خواهد !

اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد !

روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند !

ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهی می گردد که آنجا نیست !

هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد !

فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند !

روانشناس: کسی است که از شما پول می گیردتاسوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد !

جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می‏کنند، او به مردم نگاه می کند !

برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند!

منبع

+ نوشته شده در  Sat 28 Feb 2009ساعت 22:26  توسط   | 

چگونه افکارمان را مدیریت کنیم

افکار ما یکی از مهمترین منابع و سرمایه های ماست. همانطور که به دنبال کنترل و مدیریت پول، زمان و امکانات خود هستیم ، باید افکارمان را نیز مدیریت کنیم. اما هر فکری که در ذهن ما می گذرد ارزشمند نیست و زمان گذاشتن برای آن نیز ممکن است بی فایده باشد. آنچه که مهم و قابل اهمیت است ، پرسش ها و ایده هایی است که در ذهنمان شکل می گیرد. چه بسا پرسش به ظاهر بی اهمیتی که در ذهن ایجاد شود و بتواند مسیر زندگی را تغییر دهد و البته برخی از پرسش ها نیز چندان قابلیت و اهیمتی ندارند. برای مدیریت پرسش ها و ایده ها لازم است که در ابتدا یادداشت شوند. در این زمینه اصلاً نباید به حافظه اطمینان داشت به خصوص حافظه کوتاه مدت که حتی شاید نتواند موضوع را برای 2 دقیقه نیز نگه دارد. وقتی ایده ها و پرسش ها یادداشت می شود دیگر فراموش نمی شود و قابلیت نگهداری را پیدا می کند.پرسش ها و ایده ها در هر زمانی ممکن است به ذهن برسد و نمی توان شکل گیری آنها را پیش بینی کرد. چه بسا در وضعیتی باشیم که اصلاً آمادگی نوشتن آن را نداشته باشیم مثلا وقتی در حال استراحت، استحمام و یا در حال ورزش هستیم. معمولاً پرسش ها و ایده ها در حالت عدم تعادل به ذهن متبادر می شود. مثلاً وقتی فردی تازه از خواب بیدار می شود ممکن است ایده نابی به ذهنش برسد. پس یکی از بسترهای لازم برای تحقق مدیریت افکار، همراه داشتن یک دفترچه یادداشت کوچک است تا هیچ پرسش و ایده ای از قلم نیفتد. گام دوم مدیریت افکار، اولویت بندی است. طبیعتاً همه پرسش ها و ایده ها دارای ارزش یکسان نیستند. اولویت آنها نیز به ترتیب تداعی آنها نیست. الزاماً اولین پرسش مهم ترین پرسش نیست. هم چنین الزاماً نمی توان به دنبال پاسخ همه پرسش ها بود و همه ایده ها را نیز عملی کرد. مهم ترین پرسش ها آنهایی هستند که بیشتر به پاسخ آنها نیاز داریم و یا اینکه تا پاسخ آنها را ندانیم نمی توانیم به بخشی از مسئولیت ها و یا اهداف خود برسیم. و همچنین با جریان های ذهنی ما بیشترین انسجام و هماهنگی را دارد. ممکن است صنعت گری در بازدید از یک گالری نقاشی ، یک سری پرسش های در ارتباط با هنر نقاشی به ذهنش برسد اما این پرسش ها با جریان های ذهنی اش که فعالیت صنعتی اش است، چندان هماهنگی ندارد و طبیعتاً زود نیز فراموش می شود. حتی اگر به پاسخ نیز برسد آن پاسخ را هم زود فراموش می کند. در گام سوم باید تعداد محدودی از مهمترین پرسش ها پاسخ گفت. تعداد پرسش ها بستگی دارد به میزان توانمندی ذهن و زمانی که می توانیم صرف پاسخ آن سازیم. همانطور که تعداد برنامه هایی که می توان در یک رایانه به طور همزمان اجرا کرد بستگی دارد به ظرفیت RAM و سرعت مطلوب ما در اجرا. پیشنهاد می شود که حداکثر پرسش هایی که در یک مقطع زمانی می خواهیم بدان پاسخ دهیم، بیشتر از 5 نباشد اما به طور معمول و متداول جستجو برای یافتن 3 پرسش در یک مقطع زمانی کار معقول و میانه ای است. برای اینکه ذهنمان را با این پرسش ها به طور زیادی درگیر سازیم لازم است پرسش ها را در طول روز در معرض دید خود قرار دهیم. مثلاً آن را روی میزی که رویش کار می کنیم بگذاریم و یا بالای مانیتور بچسبانیم. هر روز زمانی را صرف تمرکز و تفکر در مورد این پرسش ها کرده و پاسخ ها را نیز مکتوب کنیم. این فرایند را تا زمانی که با پاسخ مورد نظر رسیدیم ادامه می دهیم. سپس پرسش های دیگری را انتخاب و آنها را مورد دید قرار داده و برای یافتن پاسخ آنها تلاش می کنیم.این روش تکیه بر دو موضوع دارد: اول تمرکز محدود و دوم استفاده از ضمیر ناخودآگاه . تمرکز محدود: چنانچه بخواهیم فکر ما بتواند به مسئله ای نفوذ کند و پاسخ آن را بیابد ، لازم است مانند لیزر متمرکز شود. همانطور که برای رسیدن به آب لازم است زمین را به صورت منسجم تا عمق معینی بکنیم، برای یافتن پاسخ نیز لازم است به اندازه معینی بر موضوع تمرکز کنیم. البته هر چقدر تمرکز از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، زمان یافتن پاسخ کوتاه تر خواهد بود. همانطور که برای رسیدن به آب اگر یک میلیون چاله یک وجبی هم بکنیم به نتیجه نمی رسیم برای رسیدن به جواب هم با افکار غیر متمرکز و پراکنده راه به جایی نمی بریم.

استفاده از ضمیر ناخودآگاه : ضمیر ناخودآگاه بخشی از ذهن ماست که تمامی اطلاعات و تجربیات ما در زندگی در آن وجود دارد. میزان استفاده از این اطلاعات بستگی به توانمندی حافظه دارد. وقتی که به پرسشی متمرکز می شویم و تلاش منسجمی برای یافتن آن می کنیم، موضوع در ضمیر ناخودآگاه امتداد می یابد. شاید شما هم تجربه داشته باشید که جواب پرسشی، بعد از مدتی تفکر، ناگهان به ذهنتان رسیده باشد. معمولاً وقتی جواب به ذهن می رسد که انتظارش را نداریم. این موضوع بیان گر این است که ضمیر ناخودآگاه همچون یک جستجوگر قوی اینترنتی به دنبال پاسخ بوده و به محض دریافت در اولین فرصت آن را به ضمیر خودآگاه ارسال کرده است.

منبع:

+ نوشته شده در  Thu 19 Feb 2009ساعت 18:7  توسط   | 

چرا سئوال نمیکنیم؟

يک گروه از دانشمندان پنج ميمون را در قفسی گذاشتند و در وسط قفس يک نردبان که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود قرار دادندهربار که ميمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان ميمون های ديگر را با دوش آب سرد خيس کردند.پس از مدتی، هر ميمون که از نردبان بالا رفت ميمون های ديگر ميمونی را که از نردبان بالا رفته بود را کتک زدند.پس از مدتی، هيچ ميمونی ديگر جرات اينکه از نردبان بالا رود را نداشت، گرچه وسوسه او بسيار عميق بود.دانشمندان تصميم ميگيرند يکی از ميمون ها را با ميمون جديدی عوض کنند. ميمون تازه اولين کاری که می کند برای بدست آوردن موز از نردبان بالا می رود. ولی ميمون ها ديگر او را محکم کتک می زنندپس از چند بار کتک خوردن، ميمون تازه وارد فرا می گيرد که نبايستی از نردبام بالا برود، اما هرگز نميداند چرا.ميمون دوم جايگزين می شود و همان وضع ادامه می يابد. ميمون اول هم در کتک زدن ميمون دوم همکاری می کند. ميمون سوم جايگزين می شود و همان وضع کتک زدن ادامه ميابد. ميمون چهارم جايگزين می شود و همچنان کتک زدن هر ميمونی که از نردبان بالا می رود ادامه دارد. ميمون پنجم هم جايگزين می شود و کتک زدن و کتک خوردن همچنان ادامی ميابد.حالا آنچه مانده ميمون های جديدی هستند که حتا هيچکدامشان دوش آب سرد را هرگز تجربه نکرده اند، ولی همچنان هر ميمونی که از نردبان بالا می رود را کتک می زنند.اگر ممکن بود از ميمون ها پرسش شود چرا آنانی را که از نردبان بالا ميروند را کتک می زنند، مطمئن باشيد جواب می توانست اين باشد...

”من نميدانم – اين روش کاری است که در اينجا مرسوم است“

آيا اين بنظر شما مانوس و خودمانی نيست؟؟

چرا ما به آن کار هائی که می کنيم ادامه می دهيم، شاید راه ديگری در آن بيرون وجود دارد که عاقلانه تر است!!؟

منبع

 

+ نوشته شده در  Sun 25 Jan 2009ساعت 15:17  توسط   | 

غفلت

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد، کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان )جاشوا بل ( یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟یکی از نتایج ممکن این آزمایش می تواند این باشد،اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست می دهیم؟

منبع

+ نوشته شده در  Sun 25 Jan 2009ساعت 15:11  توسط   | 

ما چقدر زود باور هستیم

دانشجویی که سال آخر دانشگده خود را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت . او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی " دی هیدروژن مونوکسید " توسط دولت را امضا کنند و برای این دادخواست خود دلایل زیر را عنوان کرده بود :

۱)مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.

۲)یک عنصر اصلی باران اسیدی است.

۳)وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است.

۴)استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود.

۵) باعث فرسایش اجسام می شود.

۶)حتی روی ترمز اتومبیل ها تاثیر منفی می گذارد.

۷)حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

از ۵۰ نفر فوق ۴۳نفر دادخواست را امضا کردند. ۶ نفر بطور کلی علاقه ای نشان ندادند و اما یک نفر می دانست که ماده شیمیایی " دی هیدروژن مونوکسید " در واقع همان آب است.

عنوان پروژه دانشجوی فوق " ما چقدر زود باور هستیم " بود.

منبع

+ نوشته شده در  Sun 25 Jan 2009ساعت 14:48  توسط   |